تبلیغات
اتاق فکر think tank
انرژی شگفت آور خرد جمعی

ای جامه در خود پیچیده

تاریخ:سه شنبه 31 فروردین 1395-02:50 ب.ظ

آن هنگام که پیامبر خدا (ٌص) برای اجرای دستور خداوند گام پیش نهاد و در وادی انسانهایی که تمام فکرشان خودشان بود و منافع شان ، از ریختن آبروی دیگران دریغ نمی کردند و به ناحق سخن می گفتند و تهمت و افترا و ظلم کارشان بود ،از اینکه خودشان باشند و دیگران نباید باشند دست به هر کاری می زدند و برایشان اخلاقیات مساوی صفر بود ،آری آن هنگام بود که مکارم اخلاق بایستی به فرمان خداوند پا پیش می گذاشت و رسالت خود را آغاز می کرد .
در سر راهش هزاران سختی و ناملایمات بود ،اما او پشتیبانی قوی داشت و به اتکا به خداوند سبحان جلو می رفت . هدایت آنها که سالها در جهل و نادانی بسر می بردند و تعصبات قبیله ای و حزبی تمام وجودشان را پر کرده بود ،کار را مشکل می کرد ،اما پیامبر (ص)همچنان به رسالت خود می پرداخت و آنها را راهنمایی می کرد ،کار دشوار نبی به جلو می رفت ،تا اینکه بزرگترین مشکل در جلو رسول الله قد علم کرد .
تا به حال کسانی که در مقابل او صف آرایی می کردند ،کافران بودند و آنها تکلیفشان روشن ،اما اکنون کسانی جلو آمدند و سنگ در راه پیامبر می اندازند که دیگر به چشم کافر به آنها نمی نگرند ،آنها داعیه مسلمانی دارند،مسلمانانی که بعضی اوقات در دین داری از خود رسول الله هم جلو می زدند ،با این جماعت که خود را بهتر از دیگران می دانند چه باید کرد ؟
به تذکرات نبی خدا گوش نمی دادند و او را مسخره می کردند ،آنقدر این کار را انجام دادند تا اینکه پیامبر (ص) خسته شد ،غمگین از اینکه چرا اینچنین جلو شتابی که شروع شده بود گرفته شد ؟ جامه  را دور خود پیچید  و در گوشه ای تنهایی را پیشه کرد . سخت ترین لحظات برای محمد (ص) شروع شده بود .
یا ایها المزمل ....  ای جامه در خود پیچیده ... ندا از جانب خداوند بود ،پیامبر (ص)نمی تواند تصور کند  که خداوند او  را پشتیبانی نمی کند،خداوند قهار است و می داند که در ذات بندگانش چه می گذرد و پس پیامبرش را دلجویی می کند که تو نگران و افسرده مباش آنها که باید به حرف تو گوش کنند ،خود راهشان را انتخاب خواهند کرد و آنانکه به لجاجت از تو پرداخته اند ، خود نتیجه کارشان را خواهند دید ، آنگاه خداوند به پیامبرش تعلیم داد که تو باید در این مواقع چه کنی ، دو چیز هست که اسباب کار تو ست ، نماز و صبر   



نوع مطلب : مذهبی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هلای سهراب و تاملی در آن

تاریخ:شنبه 28 فروردین 1395-10:48 ق.ظ

هلا
تنها به تماشای چه ای ؟
بالا،گل یک روزه ی نور .
پایین تاریکی باد.
بیهوده مپای ،شب از شاخه نخواهد
ریخت ،و دریچه ی خدا روشن نیست .
از برگ سپهر ،شبنم ستارگان خواهد
پرید .
تو خواهی ماند ،و هراس بزرگ ،ستون
نگاه و پیچک غم .
بیهوده مپای.
برخیز ،که وهم گلی ،زمین را شب کرد.
راهی شو ،که گردش ماهی ،شیار
اندوهی در پی خود نهاد .
زنجره را بشنو :چه جهان غمناک است ،
و خدایی نیست و خدایی هست ،و
خدایی...
بی گاه است ،ببوی و برو ،و چهره ی
زیبایی در خواب دگر ببین.
ای کسی که روبه روی من قرار گرفته ای ،ای دوست ،تنها به تماشای چه نشسته ای ؟
مراد از گل یک روزه خورشید است که در بالا قرار گرفته و در پایین تاریکی باد به معنی ظلمت معنوی و اسارت انسانها که  دم حیاتی عالم در معرض بی ثباتی و ناپایداری قرار گرفته است . بی هدف گام بر ندار چرا که تاریکی و جهل و نادانی از شاخه های حیات نخواهد ریخت . دریچه خدا اضافه استعاری به معنی ارتباط با خدا است و برقرار کردن با خدا در تاریکی جهل واضح و روشن نخواهد بود . سپهر نمادی از رفعت و بلندی و شبنم نماد نور سپیده دم و برکت است . ستارگان با نور ملایم خود راه را در شب مشخص می کنند ،اکنون هیچ نوری در آسمان به زمین نمی تابد و راه تاریک و ظلمت بار است . تنهایی همچون پیچک درون تو را خواهد گرفت که هراسی بزرگ را به دنبال دارد .
بلند شو و بپا خیز و از این خمودی فکر و اندیشه بدر آی و مصمم شو ،چرا که پندارهای ناپایداری و بی ثباتی گستره ی زمین را تاریک کرده و در حقیقت باید به یقین رسید و ایمان آورد که نوزایی معنوی در راه است . گل در اینجا نماد نوزایی معنوی است . برخیز و راهی شو در معرفت و شکاف اندوهی را پشت سر بگذار صدای سیرسیرک (زنجره)نمادی از اهریمن  است و صدایی را بشنو که جهان غمناک است و آنقدر شک و دو دلی وجود دارد که گاهی خدا را می بینیم و گاهی خدایی نیست . این شرایط زمانی را ببوی و برو و برای چهره ی زیبا ی زندگی باید به خواب رفت تا آن را در خواب ببینیم .



نوع مطلب : آموزشی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ترس از خدا به چه معنی است ؟

تاریخ:پنجشنبه 19 فروردین 1395-09:59 ق.ظ

ترس و انواع آن
گاهی اوقات ترسیدن ما از این بابت است که مبادا گزند و آسیبی به ما برسد ،مثلا ترس از بلندی بخاطر این است که مبادا پرت شویم و آسیب ببینیم . یا وقتی که از شخصی می ترسیم ،بخاطر اینکه ممکن است قوی باشد و به ما آسیبی برساند بنابراین از او پرهیز می کنیم و یا اینکه ممکن است عقل درست و حسابی نداشته باشد و باعث اذیت ما گردد و یا اینکه اخلاق ناپسندی داشته باشد و باعث بی آبرویی ما شود و از این قبیل .
متاسفانه همین نوع ترس وارد مقولات دینی ما شده است . مبلغین دین  هنگامیکه می خواهند به تبلیغ دین بپردازند اولین صحبت هایی که می کنند این است که اگر کار نیکو بکنید و از گناه دوری کنید به بهشت می روید و از طرف خداوند به شما پاداش داده می شود و اگر گناه بکنید خداوند شما را دچار عذاب جهنم می کند ،و اینجاست که به اوصاف جهنم می پردازند که در آن آتش عظیمی است برای سوزاندن افراد گنهکار و دیگ های جوشان و ... یک مقدار هم پیاز داغش را زیادتر می کنند تا مخاطبانشان خوب بترسند و مبادا به طرف گناه بروند . 
در یکی از مدارس دخترانه روحانی نماز جماعت مدرسه در بین دو نماز برای دانش آموزان صحبت می کرد و می گفت که اگر تار مویی از شما را نامحرم ببیند در روز قیامت شما را با همان تار مو از سقف جهنم آویزان می کنند ، من نمی دانم که این مطالب را این آقایان از کجا گیر آورده اند تا بخورد مردم بدهند ولی اگر این صحبت ها فایده ای داشت باید تا کنون جواب می داد و تمام زنان و دختران ما با حجاب کامل در انظار ظاهر می شدند ولی واقعیت این است که این نوع ترس ها که باعث شود تا از خداوند بترسند و از گناه دوری کنند ،تنها هنگامی جواب می دهد که دائما یک نفر بالای سرشان باشد و همینکه در تنهایی قرار گرفتند و یا دور از چشم اولیا ، خدا و دین را فراموش می کنند و همان می کنند که دلشان می خواهد .
این گونه رفتار که خداوند را به عنوان کسی که در بالا کمین کرده و رفتار و اعمال ما را نطاره گر است که اگر گناهی کردیم یقه ی ما را بچسبد و ما را در دیگ های جوشان جهنم بیاندازد ، تصوری از خداوند ایجاد می کند که جوانان و نوجوان ما را نه تنها به طرف خداوند جذب نمی کند بلکه او را دورتر هم می کند .
اما ترس نوع دیگری هم دارد . بعضی از ما ممکن است از پدر خود بترسیم ، نه از این بابت که ما را دعوا می کند و یا سخت گیر است بلکه از این بابت که چون خیلی به او علاقه داریم اگر مرتکب خطایی بشویم باعث رنجش خاطر او شویم ،ما از بیماری هایی نظیر سرطان می ترسیم زیرا  از این بیم داریم که مبادا یکی از افراد خانواده و نزدیکانی که دوستشان داریم دچار این بیماری شوند ،بنابراین ترس هایی هم وجود دارد که باعث نگرانی ما می شود تا مبادا کسانی را که به آنها عشق می ورزیم و دوستشان داریم آسیب روحی و جسمی ببینند ،حال اگر این ترس را وارد اعتقادات خود کنیم و به فرزندان خود بیاموزیم که خداوند چقدر آنها را دوست دارد که حاضر نیست کوچکترین آسیبی به بندگانش برسد و همواره مراقب و نگهدار بندگانش  است ،و اگر بندگان او گناهی را مرتکب شوند که باعث ضرر رسیدن به خودشان شود ،خداوند ناراحت می شود و این عمل باعث ناخشنودی خداوند می گردد  ،آنگاه هم مواظب رفتار خود خواهیم بود که مبادا باعث ناخشنودی خداوند شویم و هم اینکه بندگان خدا به خداوند نزدیکتر می شوند و از گناه دورتر .



نوع مطلب : مذهبی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عمارت شاه عباس در شمال ایران

تاریخ:چهارشنبه 11 فروردین 1395-11:40 ب.ظ

ایران همچنان زیباست
در شهرستان بهشر در استان گلستان به محلی می رسیم که به آن عباس آباد می گویند . وارد جاده ی عباس آباد که می شوی طبیعت سرسبز آنجا آنچنان مجذوبت می کند که دوست داری ساعت ها همانجا بایستی و محو تماشا شوی . از اهالی محل سراغ عمارت شاه عباس را می پرسی ؟می گویند همین راه را ادامه بده ،راه با پیچ هایی که مجبور می کند آهسته برانی و بیشتر چشم اندازها و جنگل اطراف جاده را نگاه کنی تو را به یکی از زیباترین و در عین حال شگفت انگیز ترین مکانهای دنیا راهنمایی می کند .
عمارت درست در وسط آبگیری وسیع قرار دارد ،اطراف آبگیر درختان جنگلی فراوان و سرسبز منظره ای بسیار زیبا را فراهم کرده است . از عجایب این عمارت این است که نصف از سال تماما زیر آب قرار می گیرد و نصفی دیگر در بیرون از آب . سالها است که این عمارت زیر آب می رود و بیرون می آید ولی هنوز هم بقایای آن موجود است .
اهالی می گفتند که شاه عباس برای شکار به این محل می آمده و در این عمارت مستقر می شده است .
برای ما ایرانیان تماشای این مکان حتی برای یک بار هم که شده واجب است ،تا باور داشته باشیم که ایران کشوری بسیار زیباست و چه خوب خواهد بود که با رسیدگی بیشتر به اینچنین مکانهای زیبا و جالب ایران زیبا را زیبا تر ببینیم .



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جایگاه 105 ایران در میان کشورهای شاد جهان به چه معنی است ؟

تاریخ:جمعه 28 اسفند 1394-11:00 ق.ظ

آیا شاد بودن یک جامعه با مذهب آن ارتباط معنی داری دارد ؟
شاد ترین کشورهای جهان در سال 2016
1-دانمارک 2-سویس 3-ایسلند 4- نروژ5- فنلاند 6- کانادا 7- هلند 8- نیوریلند 9- استرالیا 10- سوئد می باشد .
در این آمار جایگاه کشور ایران در مرتبه ی 105 بوده و رتبه های آخر یعنی
 163 -گینه 164-لیبریا 165تانزانیا 166- ماداگاسکار می باشد .
تاملی در اینکه چرا ایران در رتبه ی 105 دنیا قرار دارد ؟ ما را به کنکاش در اذهان و باورهای مردم ایران واداشت ، متاسفانه بیشتر مردم فکر می کنند که عقاید مذهبی اسلامی تاثیر گذار اصلی در کم شاد بودن جامعه ی ماست . قول معروف و رایج مردم این است که تعداد عزاداری ها و دهه ها خیلی بیشتر از مراسم جشن و سرور است .  در طی سال مراسم عزاداری بیشتر و با اهمیت تر از سایر مراسم برگزار می شود  . به انتظارات جوانان در برگزاری مراسم شاد و مفرح و در عین حال سالم کمتر توجه می شود ، و چون هنوز مسئله ی موسیقی و شرعیات بطور واضح و روشن، بین علمای مذهب حل نشده و از هر طرف ندایی می رسد که حرام است و حرام نیست ،زنده نباشد و ... جوانان مانده اند که چه کنند و چه نکنند ؟ این ها همان مسائلی است که ذهن خیلی ها را به خود مشغول کرده است و مسلما وقتی می شنوند که ایران در میان کشورهایی است که مردم آن شاد نیستند سریع نتیجه می گیرند که مقصر مذهب اسلام است .
اما اگر تاملی در کشورهایی که رتبه های آخر این آمار را شامل می شوند ،داشته باشیم در می یابیم که اسلام و مسلمانی تاثیر چندانی در این مسئله ندارد .
گینه کشوری است که 63درصد مردم آن پروتستان و 30 درصد کاتولیک و بقیه دین های قبیله ای دارند و در ردیف 163 قرار دارد .
لیبریا کشوری است که 63درصد عقاید سنتی و قبیله ای و 21 درصد مردم آن مسیحی و 16 درصد مسلمان هستند . لیبریا در ردیف 164 قرار دارد .
در تانزانیا که در ردیف 165 قرار دارد اسلام و مسیحیت و آیین های بومی سه دین اصلی کشور را تشکیل می دهند و هر کدام حدود یک سوم از جمعیت کشور را شامل می شوند .
ماداگاسکار که آخرین کشور از نطر شاد بودن در دنیا می باشد 22 میلیون نفر جمعیت دارد که نیمی از مردم آن مسیحی و نیمی دیگر پیرو سنت های دینی بومی هستند .
در بیان این مطلب که چه عواملی در شاد بودن یک جامعه دخالت دارند باید گفت که عواملی از قبیل فرهنگ و آداب و رسوم از یک طرف و سبک زندگی از طرف دیگر تاثیرات موثر و پایداری در شاد بودن افراد دارد .
اینکه افراد چه مقدار احساس خوشبختی می کنند امری نسبی است که هم به درون افراد بستگی دارد و هم به بیرون و محیط جامعه ، پس چه بهتر است که علت مقام 105 بودن جامعه را ابتدا در خودمان بررسی کنیم .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دغل ودغلکار

تاریخ:جمعه 21 اسفند 1394-12:59 ب.ظ

دغلکاری چیست ؟ دغلکار کیست؟
دغل در فرهنگ لغت به سه معنی آمده است ،مکر و فریب ،مکار و حیله گر ،ناخالص و تقلبی  و دغل باز همان انسان متقلب است .
بنابراین دغلکار نمی تواند:
1- انسانی دین دار باشد . زیرا امام علی (ع)فرموده اند : هرکه در دین مردم با آنها دغلکاری کند او دشمن خدا و پیامبر اوست . اگر فردی را ظاهر الصواب دیدیم که جانماز آب می کشد و در عاشورا و تاسوعا و دهه فاطمیه و ...لباس سیاه می پوشد و تسبیه در دست و پیشانی لک انداخته وقتی دیگران صحبت می کنند او لب می جنباند که یعنی ذکر می گویم و وقتی با نامحرم صحبت می کند چشم به زمین می دوزد و خواهرم ،خواهرم راه می اندازد و اگر صدای آواز و موسیقی به گوشش بخورد استغفرالله گویان بنا بر اعتراض می گزارد و همه را تکفیر و ملحد عیاش می داند و ... اما در خلوت و یا با دوستان خاص همه آنچه که انجام می داده را فراموش می کند و ابایی از دروغ گویی و تهمت زدن به این و آن و فحاشی بدخواهان خودش را ندارد و دربست در آن لحظه تقوی را فراموش می کند جز این است که دغلکاری کرده است و با دین مردم را فریب داده است .
2- انسانی نوع دوست باشد . زیرا آنکه نفع خودش را به نفع دیگران ترجیح دهد همانند کسی است که به دیگران ضرر می رساند تا خودش ضرر نبیند . افرادی هستند که فکر می کنند به علت اینکه سوادشان از دیگران بیشتر است و یا اینکه شب های بیشتری را تا سحر نماز شب خوانده اند و یا اینکه  دین شان را بهتر از دیگران می فهمند و یا اینکه در کلاس از دیگران بهتر نمره می گیرند و یا های زیاد دیگر ... فکر می کنند یک سر و گردن از دیگران بالا تر هستند ،پس حق دارند آنطور که آنها دلشان می خواهند اوضاع بر وفق مرادشان بچرخد و دیگران فقط نظاره گر باشند و هیچ نگویند و حتی راضی به این مطلب می شوند که دیگران به دست بوسی آنها بیایند ،این افراد منافع خودشان را بر منافع دیگران ترجیح می دهند .
 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

وسواس خناسی که بر ما می گذرد

تاریخ:یکشنبه 9 اسفند 1394-05:20 ب.ظ

وجودم تنها یک حرف است و زیستنم تنها گفتن همان یک حرف ،اما بر سه گونه : سخن گفتن و معلمی کردن و نوشتن . آنچه تنها مردم  می پسندند : سخن گفتن ،و آ«چه هم من و هم مردم : معلمی کردن و آنچه خودم را راضی می کند و احساس می کنم که با آن ،نه کار ،که زندگی می کنم : نوشتن !
و نوشتن هایم نیز بر سه گونه است : اجتماعیات ،اسلامیات و کویریات ،آنچه تنها مردم می پسندند :اجتماعیات و آنچه هم من و هم مردم : اسلامیات و آنچه خودم را راضی می کند و احساس می کنم که با آن ،نه کار و چه می گویم ؟ نه نویسندگی ،که زندگی می کنم : کویریات .
و از همینجا است تردیدی که همیشه در انتشار اینها دارم و این سیصد صفحه نزدیک ده هزار صفحه از این کلماتی که هر کدام پاره ای از بودن من است و نه عملیات و عقلیات ،که عصاره های هستی من اند در زیر این سنگ له کننده ی عصاری زمانه ،این خراس بیرحمی که ،با خرپوز بسته و چشم بسته اش ،بر روح و مغز و احساس و اعصابم می گردد و می گردد و می گردد و در پایان شب ،به همانجا می رسد که در آغاز روز ،از آنجا به راه افتاده بود و پیداست که در این پوچی ادوار ،این خر سفری در پیش ندارد و این سنگ را به جایی نمی برد و غایتی اگر هست ،روغن کشیدن از ماست و نهایتی اگر هست ،تفاله ای که از ما می ماند ،در زیر دست و پای این شب و روز وسواس خناسی که بر ما می گذرد و عمر نام دارد .         

 (مقدمه ی کویر - علی شریعتی )


نوع مطلب : آموزشی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آیا درست تبلیغ می کنیم ؟

تاریخ:جمعه 30 بهمن 1394-03:05 ب.ظ

روز قبل با صحنه ای مواجه شدم که قلبم را تکان داد ،جشنی بود برای عده ای نوجوان که به حد تکلیف رسیده بودند ، برایشان بسیار شیرین و دلپذیر بود که حالا کسی شده اند که می توانند در امور شرعی خود بیاندیشند و آگاهانه گام در مسیری بگذارند که مسیر انبیاء و امامان معصوم علیه السلام است ، احساس بزرگی می کردند و برای جشنی که بدین منظور گرفته شده بود نقشه ها داشتند ، چه زیباست این مناظر،این احساسات و این پیوستن ها ، همه خوشحال بودیم و خوشحال تر از ما ، نوجوانانی که باید در مراسم کاری انجام می دادند ، دو تای از آنها با هزار شور و امید برنامه ی آواز را تمرین کرده بودند ،یکی سرود به طاها و یاسین که در خصوص امام زمان علیه السلام بود و دیگری هم سروده ی مرغ سحر که از موسیقی های اصیل ایرانی و ملی است ، جهت قداست مجلس از چند روحانی طلبه دعوت شده بود تا مجلس را مدیریت کنند ، در کمال نا باوری متوجه شدیم که جلو اجرای برنامه دو نوجوانی که تمرین سرود و آواز را داشته بودند ،این آقایان طلبه گرفته اند و مانع اجرا شده اند ، وقتی با اعتراض روبرو شدند ،گفتند که اینها از آلات موسیقی که حرام است استفاده می کنند ،جالب اینکه وسیله ی موسیقی آنها یک عدد سه تاربود که جز آلات موسیقی محلی است ، به هر حال این دو نوجوان با قلبی شکسته و چشمانی گریان از سالن خارج شدند و عده ی دیگر از دانش آموزان  متعجب از این عمل که دوستانشان نتوانستند در جلو آنها برنامه ی خودشان را اجرا کنند ،حیران و با هزار سئوال نشستند تا ببینند ،چه اتفاقی خواهد افتاد ،دوستان طلبه برنامه های خود را شروع کردند و با گذشت زمان علامت سئوال دانش آموزان بزرگ و بزرگتر می شد ،در خلال برنامه ی این آقایان موسیقی پخش می شد ،آن هم نه موسیقی اصیل ایرانی ،بلکه موسیقی های امروزی که با آلاتی از قبیل ارگ و گیتار و .... نواخته می شد . چندتا از دانش آموزان به اعتراض به آقایان مجری گفتند که شما هم که از موسیقی استفاده می کنید ؟! در جواب گفتند ما با موسیقی مشکلی نداریم ،با آلات موسیقی مشکل داریم ،شما سه تار آورده اید ! ... ...

وقتی به سراغ دو نوجوان دلشکسته که در گوشه ای خلوت نشسته بودند رفتم ،یکی از آنها گفت ،اجازه می دهید چند دقیقه حرف های دلم را بزنم ،گفتم بگو ،هرچه خواهد ،دل تنگت بگوی .... و او اینچنین گفت ، (سعی می کنم دقیقا آن چه گفته است را بنویسم ) من یک جوان ایرانی هستم ،هویت من ایرانی بودن من است ،افتخار من ایرانی بودن من است ،موسیقی که من اجرا می کنم موسیقی اصیل ایرانی و گرفته شده از فرهنگ اصیل ایرانی است ، من با این فرهنگ بزرگ شده ام و کاری خلاف دین و مملکت خودم انجام نمی دهم که اینچنین مورد سرزنش قرار بگیرم ، من با همین موسیقی به خدا نزدیک شدم ،مطالعه کردم و متوجه شدم یکی از راههای رسیدن به خدا همین موسیقی عرفانی است ، من با همین موسیقی قرآن خوان شدم ،من کاری خلاف شرع نکردم ،موسیقی زیباست و خدا زیبایی را دوست دارد پس من همان چیزی را دوست دارم که خدا دوست دارد ،این کجایش ضد دین است ،شما می خواهید با این سخت گیری هایتان چگونه ما را جذب دین کنید ،غیر از اینکه نفرت ایجاد می کنید ؟! ...

حرف های این جوان من  را تکان داد ،براستی ما چکار می کنیم ؟ چگونه بیرق هدایت را در دست هایمان گرفته ایم ولی به الفبای هدایت توجهی نداریم ؟ به احساسات و نیازها و خواسته های مخاطبان خود توجه نداریم؟ وقتی آنها به ما اعتماد ندارند  چگونه می توانیم آنها را راهنمایی کنیم ؟ و شما فکر می کنید از این خلاء ایجاد شده چه کسی بیشترین استفاده را می کند ؟ غیر از بدخواهان دین ؟ چرا جوان ما براحتی جذب آنها می شود ؟ آیا مبلغین دین ما کارشان را درست انجام می دهند ؟




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اندر احوال 34 سال خدمت صادقانه

تاریخ:سه شنبه 20 بهمن 1394-04:10 ب.ظ

سی و چهار سال خدمت در آموزش و پرورش ،تجربه ی کمی نیست . با تمام خوب و بدهایش ساختم و سوختم ،تنها به این امید که مورد قبول درگاه الهی قرار گیرد . آن سالهای اول استخدام کم تجربه گی باعث شده بود که خیلی به زحمت بیافتم ، چون گفته شده است که فرق معلم با تجربه و بی تجربه در این است که معلم کم تجربه هرچه می داند را در اختیار دانش آموز می گذارد و برای این کار خیلی به زحمت می افتد ، اما معلم با تجربه آن چه که لازم است را در اختیار دانش آموز می گذارد و چون کار سنجیده ای است به زحمت و مشقت نمی افتد .
هرچه می گذشت بر تجربیاتم افزوده می شد و زمام کار در دستم قرار می گرفت ، کم کم از وضعیتی که برایم پیش آمده بود راضی می شدم ، در دوران دفاع مقدس واقعیاتی را دیدم که هر لحظه به معلم بودن خودم افتخار می کردم ، ایثارگری هایی که در جبهه ها از همکاران رشیدم می دیدم ، از خود و خانواده ی خود می گذشتند و بی ادعا جان در طبق اخلاص قرار داده و دوشادوش دیگر رزمندگان می جنگیدند ، از لحظات بیاد ماندنی عمرم بود .
در دوران بعد از جنگ ، نیز شاهد بودم که با کم و کاستی ها ساختند و با سیلی صورت خود را سرخ کردند و به امید بهتر شدن اوضاع نشستند ،بدون اینکه حرفی بزنند و گله و شکایتی داشته باشند چرا که می دیدند انقلاب و اجتماع از آنان انتظاری جز این ندارد ، اما در کنارش شاهد بودم که دسته هایی با تکیه بر جاهایی نه تنها بیش از حق شان بلکه حتی از حق و حقوق دیگران نیز خوردند و بردند .
بتدریج احساس کردم که رسالتی که بر دوش من است تحت تاثیر جریاناتی قرار گرفت که در آن به امر آموزش و پرورش توجهی نداشته ، بلکه بازیچه جناحها و سیاسی بازی های حزبی شد . دخالت نمایندگان و رجال در آموزش و پرورش باعث شد که در این مکان همه چیز دیده شود به جز آموزش و پرورش .
انتصابها و انتخابها فقط و فقط جنبه سیاسی پیدا کرد و جناحها برای خود گوشه ای را تصاحب کردند و رقابت ها و تخریب ها و .... امان را از معلمان گرفت .نتیجه اینکه احساس کردم ،هر کسی در هر جا که هست فقط باید به فکر بیرون کشیدن گلیم خودش از آب باشد و اینچنین شد که کم کم دیگر جای افتخاری برای معلمین باقی نماند تا اینکه فریاد زدند ما از فقر نمی نالیم بلکه از فرق شکایت داریم ....



نوع مطلب : آموزشی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هوای نفس و خودخواهی را کنار بگذاریم

تاریخ:پنجشنبه 8 بهمن 1394-07:44 ب.ظ

زیور دنیا
بخاطر داشته باشید که روزی رئیس جمهور وقت آمریکا (بوش ) رسما پشت تریبون اعلام کرد «هرکس با ما نباشد در لیست تروریست ها قرار می گیرد » البته این ملاک، ناشی از خود بزرگ بینی و اینکه به خیال خودش  در جایگاه حق قرار دارد ، ناشی می شد . حال نیز متاسفانه شاهد این گفتار در جامعه ی خودمان هستیم ، «هر کس در گروه ما قرار ندارد پس به نظام اعتقاد ندارد» . کمی بیاندیشیم که براستی در کجا قرار گرفته ایم ؟ آیا فکر نمی کنید که در معرض آزمایش الهی قرار داریم ؟ خود را به حق دانستن و دیگران را راندن و در پیش مردم خوار و ضعیف کردن را چگونه معنی کنیم ؟ غیر از این است که گرفتار زیورهای دنیا شده ایم و برای رسیدن به کرسی که شاید دیگری استحقاق نشستن روی آن را داشته باشد ،حاضر به رفوزه شدن در این امتحان هستیم ؟ 
مگر پیامبر اکرم (ص) نفرمودند که هرکس مومنی را ناسزا بگوید و در پیش دیگران خوار کند ،همچون کسی است که در آستانه هلاکت باشد . (کنزالعمال:8093)
اگر خداوند زمینه ای را برای ما آماده کند تا به قضاوت و داوری بپردازیم ،آیا غیر از این است که داور باید به دور از هر گروه و سلیقه ای به داوری بپردازد ؟ هوای نفس و خودخواهی را کنار بگذارد، و همان کند که در آن خوشنودی خداست و اگر چنین نکند در آستانه ی هلاکت قرار می گیرد .
انسان موقعی می تواند در مقام داوری و قضاوت قرار گیرد که خود مرتکب خطایی نشده باشد ،آیا ما مطمئن هستیم که خودمان مرتکب خطایی نشده ایم ، اگر به گذشته ی خود نگاه کنیم ،پی می بریم که خالی از اشکال نبوده ،حال چگونه با این جرات حکم صادر می کنیم و افرادی را که مومن و با ایمان هستند فقط به دلیل اینکه با خودمان همراه نیستند ،به مردم بی صلاحیت معرفی می کنیم ؟ 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حق الناس از منطر قرآن و معصومین (ع)

تاریخ:پنجشنبه 1 بهمن 1394-10:04 ق.ظ

حق و حقوق از نظر قرآن و معصومین (ع)
این روزها صحبت از حق و حق الناس زیاد شنیده می شود و متاسفانه هریک به نفع خود از آن تفسیر کرده و استفاده می نماید ،اما اگر در این میان شاخصی مناسب برای تشخیص و فهم حق پیدا کرده و همان را معیار صحبت ها قرار دهیم کاری منطقی انجام داده و به خطا نرفته ایم و چه بهتر که این خط کش ،قرآن و معصومین (ع) باشند :
لَقد جئناکم بالحق و لکن اکثر کم للحق کارهون  (الزخرف. 78)
هر آینه ما حق را برای شما آوردیم ولی بیشترتان از حق کراهت دارید .
سئوال اینجاست که چرا اکثر ما از حق و شنیدن حق کراهت داریم ؟ جواب را از کلام معصومین (ع)بشنویم:
امام علی (ع) : همانا حق سنگین است ،اما گوارا و باطل سبک است و آسان ،اما کشنده . (نهج البلاغه :حکمت 376)
امام باقر (ع) : چون هنگام رحلت پدرم علی ابن حسین (ع) فرا رسید مرا در آغوش گرفت و فرمود ،فرزندم من به تو همان سفارشی را می کنم که پدرم در هنگام رحلتش به من کرد و فرمود که پدر او نیز همان سفارش را کرده است :فرزندم !حق را تحمل کن هرچند تلخ باشد .
تمامی دستورات دین ما در این است که در همه حال لازم است حق گو باشیم ،هرچند به ضرر ما باشد .
پیامبر اکرم (ص) : با تقواترین مردم کسی است که حق را بگوید چه سودش در آن باشد و یا چه به  زیانش . (امالی الصدوق :4/27)
امام علی (ع) : برنوشته ی دسته شمشیری از شمشیرهای حضرت رسول چنین آمده بود : حق را بگو هرچند علیه خودت ( البحار : 2/157/74)
از دیگر دستورات دین بر حق ما این است که هنگامی که دستگاه مقدرات و امتحان الهی بنا را بر این می گذارد که ما حکم کنیم و داوری ، اولین قدم مقدم داشتن حقوق مردم و یا همان حق الناس است .
امام علی (ع ): خداوند پاک و منزه  حقوق مردم را بر حقوق خود مقدم داشت ،پس هرکس حقوق بندگان خدا را رعایت کند این کار به رعایت کردن حقوق خدا بینجامد . (غررالحکم :4780)
امام صادق (ع) هرکه دین خدا را ارج نهد ،به حقوق برادران خود نیز ارج می نهد و هرکه دین خدا را خفیف بشمارد ،به برادران خود نیز اهمیتی ندهد . (بحار :13/287/74)
امام صادق (ع) خداوند به چیزی برتر از ادای حق مومن عبادت نشده است . (کافی : 4/170/2)
 



نوع مطلب : مذهبی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پاسخ دانشجو به سئوال امتحانش

تاریخ:شنبه 19 دی 1394-11:49 ق.ظ

سئوال امتحان فیزیک دانشگاه کپنهاک :
چگونه می توان با یک فشارسنج ارتفاع یک آسمان خراش را محاسبه کرد ؟
پاسخ یک دانشجو : یک نخ بلند به گردن فشارسنج می بندیم و آن را از سقف ساختمان به سمت زمین می فرستیم . طول نخ به اضافه طول فشارسنج برابر ارتفاع آسمان خراش خواهد بود .
این پاسخ چنان استاد را حشمگین کرد که دانشجو را رد کرد .
دانشجو با پا فشاری از اینکه پاسخش درست است به نتیجه امتحان اعتراض کرد و دانشگاه هم یک داور مستقل را برای تصمیم درباره ی این موضوع تعیین کرد .
داور ، دانشجو را خواست و به او شش دقیقه وقت داد تا راه حل مسئله را به طور شفاهی بیان کند تا معلوم شود که با اصول اولیه فیزیک آشنایی دارد . دانشجو پنج دقیقه غرق تفکر ساکت نشست . داور به او یاد آوری کرد که وقتش در حال اتمام است . دانشجو پاسخ داد که چندین پاسخ مناسب دارد اما تردید دارد کدام را بگوید .
و وقتی به اخطار دادند که عجله کند اینچنین پاسخ داد :
اول اینکه می توان فشارسنج را برد روی سقف آسمان خراش و آنرا از لبه ساختمان پایین انداخت و مدت زمان رسیدن آن را به زمین اندازه گرفت . ارتفاع ساختمان مساوی است با حاصلضرب نصف جی در توان دوم تی ، اما بیچاره فشارسنج
یا اگر هوا آفتابی باشد می توان فشار سنج را عمودی بر زمین گذاشت و طول سایه اش را اندازه گرفت بعد طول سایه آسمان خراش را اندازه گرفت و سپس با یک تناسب ساده ارتفاع آسمان خراش را بدست آورد .
اما اگر بخواهیم خیلی علمی باشیم می توان یک تکه نخ کوتاه به فشار سنج بست و آنرا مثل یک پاندول به نوسان درآورد نخست در سطح زمین و سپس روی سقف آسمان خراش . ارتفاع را از روی اختلاف نیروی جاذبه می توان محاسبه کرد .
یا اگر آسمان خراش پله اضطراری داشته باشد می توان ارتفاع ساختمان را با فشارسنج محاسبه و با هم جمع کرد .
البته اگر خیلی فنی باشید می توان از فشارسنج برای اندازه گیری فشار هوا در سقف و روی زمین استفاده کرد و اختلاف آن را بر حسب میلی بار به فوت تبدیل کرد تا ارتفاع ساختمان بدست آید ولی چون همیشه ما را تشویق می کنند که استقلال ذهنی را تمرین کنیم و از روش های عملی استفاده کنیم ،بهترین روش آن است که در اتاق سرایدار را بزنیم و به او بگوییم اگر ارتفاع این ساختمان را به من بگویی یک فشار سنج زیبا و نو به تو هدیه می دهم .
این دانشجو کسی نبود جز نیلز بور ،تنها دانمارکی که موفق شد جایزه نوبل در رشته فیزیک را دریافت کند .



نوع مطلب : آموزشی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آل سعود کیستند ؟

تاریخ:چهارشنبه 16 دی 1394-08:57 ق.ظ

آل سعود

دودمان آل‌سعود قدرت را از سال ۱۹۳۲ میلادی در کشور عربستان در دست دارد و نام کشور را منسوب به نام دودمان خود کرده‌است.

در عربستان ۷ هزار اعضاء دودمان سلطنتی آل‌سعود، به تمامی کشور و بیش از ۲۵ میلیون ساکنان آن حکمرانی می‌کنند. این گروه علاوه بر در دست‌داشتن تمامی امور حساس کشور، ثروت‌های نجومی حاصل از فروش نفت و گاز و تمامی امور کشور را بدون حضور هر گونه نهاد انتخابی و یا نظارت مردمی در اختیار خود گرفته‌اند

قوانین وراثتی

طبق وصیت عبدالعزیز ولیعهدی به پسر بزرگتر برمی‌گردد. مگرآن‌که خود فرد بزرگ‌تر از آن امتناع کند. درآن‌صورت به پسر بزرگ‌تر بعدی می‌رسد. در پادشاهی ملک عبدالله پس از مرگ سلطان بن عبدالعزیز (ولیعهد) به‌ترتیب عبدالرحمن، طلال و ترکی برادران بزرگ‌تر بودند که در نوبت ولیعهدی بودند، علیرغم این وصیت، پس از مرگ سلطان، نایف بن عبدالعزیز ولیعهد شد، و پس از مرگ او نیز سلمان بن عبدالعزیز ولیعهد شد و اختلاف در بین شاهزادگان ایجاد شد.

شمار همسران و فرزندان

شمار دقیق همسران و فرزندان عبدالعزیز نامعلوم است. گفته می‌شود که او ۱۷ تا ۲۲ همسر قانونی و ۳۷ تا ۴۸ پسر داشته‌است.

با توجه به قوانین مربوط به تعدد زوجات در اسلام هیچگاه بیش از ۴ زن در یک زمان نداشت و ازدواج‌های متعدد وی پس از طلاق همسر قبلی صورت می‌گرفت. وی همسران خود را از بین خانواده‌هایی انتخاب می‌کرد که قصد جلب حمایت آن‌ها را از حکومت خود داشت. تعداد دختران او به درستی مشخص نیست و در یکی از منابع ۲۱۵ نفر برآورد شده‌است. تعداد پسران او را نیز تا ۱۵۰ نفر ذکر کرده‌اند. هر شش پادشاه پس از عبدالعزیز از فرزندان او بوده‌اند.

ثروت خاندان آل سعود

مجموع ثروت خاندان سعود برابر با ۱۰۰۰ میلیارد دلار است. بر اساس سندی که ویکی لیکس آن را منتشر کرده است، یک شاهزاده سعودی به سفیر آمریکا در عربستان آن زمان اعلام کرده بود که "درآمد یک میلیون بشکه نفت بطور کامل روزانه به حساب ۵ تا شش شاهزاده سعودی واریز می‌شود.

همچنین جزئیات توزیع درآمدهادر میان افراد خاندان حاکم طبق این سند به نحوی است که تنها حقوق فرزندان ملک عبدالعزیز ماهانه به ۲۷۰ هزار دلار از خزانه دولتی می‌رسد. هم چنین دادن دختر به شاهزادگان آل سعود برای ازدواج به عنوان هدیه نیز بسیار مرسوم است. ویکی لیکس هم چنین از تصرف و فروش زمین‌ها و منابع دولتی و ملی عربستان توسط آل سعود بدون ضوابط و مقررات قانونی خبر داده است.

خبرگزاری رویترز در گزارشی که به برخی تلگرافهای سفارت آمریکا در عربستان می‌پردازد، به حقوق‌های پرداختی به خاندان آل سعود اشاره می‌کند. رویترز می‌نویسد که در یک تلگراف در نوامبر سال ۱۹۹۶ با عنوان «ثروت شاهانه خاندان سعودی: از کجا این پولها بدست می‌آید» به جزئیات مفصلی از درآمدهای افراد خاندان حاکم در عربستان اشاره می‌شود و اینکه چطور دورترین فرد خاندان آل سعود تا نزدیکترین آنها به ملک عبدالعزیز حقوق‌هایی بین ۸۰۰ دلار تا ۲۷۰ هزار دلار دریافت می‌کنند. طبق این تلگراف دولت سعودی به خاندان حاکم حقوق‌هایی از این قرار می‌پردازد: به هر یک از فرزندان ملک عبدالعزیز (بنیانگذار عربستان سعودی جدید) ماهیانه حدود ۲۰۰ تا ۲۷۰ هزار دلار پرداخت می‌شود؛ همچنین به نوه‌های ملک عبدالعزیز حدود ۲۷ هزار دلار ماهیانه؛ و به فرزندان نواده‌ها (نتیجه‌های ملک عبدالعزیز) حدود ۱۳ هزار دلار ماهیانه و نواده‌های نواده‌های ملک عبدالعزیز (نبیره‌های ملک عبدالعزیز) ۸هزار دلار پرداخت می‌شود و دورترین فرد نسبت به خاندان آل سعود نیز دریافتی مابین ۸۰۰ دلار دارد.

اوضاع سیاسی در عربستان

در عربستان خبری از احزاب سیاسی نیست ،همچنین سانسور شدید مطبوعاتی و خبری وجود دارد . درج هرگونه خبر درباره ی خاندان سعود ممنوع بوده و خبرگزاریها تحت نظارت شدید و بطور محدود فعالیت می نمایند . تعداد کتاب فروشی ها و کیوسک های روزنامه فروشی کم و بیشتر اوقات با اخباری جانبدارانه و بیشتر ورزشی و مسابقات نمایشی به سرگرم کردن عوام مشغولند .
تعصب شدید به خاندان سعود توسط شاهزاده ها و در اختیار گرفتن تمام زمام امور و به انحصار کشیدن تمام اموال و دارایی ها توسط شاهزاده های آل سعود باعث شده است که تنها 7000 نفر از ثروت و امکانات کشور استفاده کنند و سایرین تنها بخش کمی از این ثروت خدادادی را استفاده نمایند و حق هیچگونه اعتراض و دادخواستی ندارند .     


نوع مطلب : آموزشی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هرچه خواهد دل تنگت بگوی

تاریخ:پنجشنبه 10 دی 1394-12:25 ب.ظ

 

 انکار کردن موسی (ع) بر مناجات شبان
دید موسی یک شبانی را به راه          کاو همی گفت ای خدا و ای اله
تو کجایی تا شوم من چاکرت               چارقت دوزم کنم شانه سرت
جامه ات شویم شپشهایت کشم        شیر پیشت آورم ای محتشم
دستکت بوسم بمالم پایکت                وقت خواب آید بروبم جایکت
ای فدای تو همه بزهای من               ای به یادت هیهی و هیهای من
این نمط بیهوده می گفت آن شبان      گفت موسی با کی است این ای فلان
گفت با آنکس که ما را آفرید                 این زمین وچرخ از او آمد پدید
گفت موسی های خیره سر شدی      خود مسلمان ناشده کافر شدی
این چه ژاژست و چه کفر است و فشار   پنبه ای اندر دهان خود فشار
گند کفر تو جهان را گنده کرد                  کفر تو دیبای دین را ژنده کرد
چارق و پاتابه لایق مر تراست               آفتابی را چنینها کی رواست
گر نبندی زین سخن تو حلق را              آتشی آید بسوزد خلق را
آتشی گر نامده است این دود چیست   جان سیه گشته روان مردود چیست
گر همی دانی که یزدان داور است        ژاژ و گستاخی ترا چون باور است
دوستیّ بی خرد خود دشمنی است     حق تعالی زین چنین خدمت غنی است 
شرحی مختصر
آیا ما چه مقدار حق داریم به جای دیگران تصمیم بگیریم ؟ اینکه بگوییم چون دیگران نمی فهمند ،پس ما باید به جای آنها تصمیم بگیریم و برایشان نشان دهیم که چه خوب است و چه بد ،تا چه حد می تواند صحیح باشد ؟
یک اصل فراموش شده را بهتر است دوباره به یاد بیاوریم و آن همان است که در شعر مولوی آمده ،آن اصل اشاره به این موضوع دارد که خدای موسی و خدای شبان یکی است اما آن که برای شبان تقرب به خداست برای موسی کفر .اینکه موسی انتظار داشته باشد شبان به همان روشی خدا را بشناسد که موسی و موسویان شناخته اند ،انتظاری بیجا است . حال این سئوال پیش می آید که چون روش های شناختی فرق می کند پس موسی حق دارد ،شبان را مورد عتاب قرار دهد و به او نسبت کفر دهد؟
ظرفیت همه انسانها با هم تفاوت دارد ،در بعضی نقص هایی وجود دارد و در کنارش کمالاتی ،نه این نقوص از حق و حقوق یک انسان می کاهد و نه آن کمالات به حق و حقوق کسی می افزاید . یکی از این حقوق ،حق انتخاب است ،انسانها حق انتخاب برای رسیدن به اهداف خود دارند ،برای باورهای خود حق دارند دلایلی داشته باشند ،و برای ارزش های خود حتما می خواهند که آزادی اختیار داشته باشند ،در این میان بهتر است از تجربیات و اطلاعات و علم دیگران استفاده کند تا شناخت بهتری بدست آورد ،ولی فراموش نکنیم که این کاملا اختیاری است . رفتن به دکتر و از او برای مداوای بیماری مان کمک خواستن ،و او  برای ما، به خواست ما، دارو ونسخه دادن کاملا اختیاری است ،حتی استفاده از آن داروها یا استفاده نکردن آنها هم کاملا اختیاری است . این یکی از حقوق مسلم هر انسانی است ،که در دین اسلام هم به آن تاکید شده است .«لا اکراه فی الدین» ،مگر قیام امام حسین (ع) غیر از این بود ،که فرمود انسانی آزاده باشید . در قرآن مجید بارها این مسئله بر پیامبر گرامی اسلام (ص) عنوان شده است که تو برای تذکر آمده ای ، برای آنها بگو ، خواه ایمان بیاورند و خواه ایمان نیاورند . و این همان اصلی است که اکنون به فراموشی سپرده شده است .
ادامه سخن مولوی
وحی آمد سوی موسی از خدا           بنده ی ما را زما کردی جدا
تو برای وصل کردن آمدی                   نی برای فصل کردن آمدی
تا توانی پا منه اندر فراق                    ابَغَضُ الاشیاء عِندیِ الطَّلاق
هر کسی را سیرتی بنهاده ام            هر کسی را اصطلاحی داده ام
در حق او مدح و در حق تو ذم             در حق او شهد و در حق تو سم
.......
ما زبان را ننگریم و قال را                     ما روان را بنگریم و حال را
........
چونکه موسی این عتاب از حق شنید   در بیابان از پی چوپان دوید
عاقبت دریافت او را بدید                    گفت مژده ده که دستوری رسید
هیچ آدابی و ترتیبی مجو                   هر چه  می خواهد دل تنگت بگو
     

 



نوع مطلب : آموزشی  مذهبی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ انتخابات در ایران

تاریخ:شنبه 5 دی 1394-09:12 ق.ظ

نگاهی به تاریخچه انتخابات در ایران

پس از انقلاب مشروطه در شاهنشاهی ایران در زمان مظفرالدین‌شاه قاجار، حکومت مشروطه در ایران تشکیل شد و نخستین انتخابات‌ها کمی بعد در ایران آغاز شد.

فرمان مظفرالدین شاه در تاریخ ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ خورشیدی برای آغاز به کار مجلس:

مصصم شدیم که مجلس شورای ملی از منتخبین شاهزادگان قاجاریه، علماء، اعیان، اشراف، ملاکین و تجار و اصناف به انتخاب طبقات مرقومه در دارالخلافه تهران تشکیل و تنظیم شود که در مهام امور دولتی و مملکتی و مصالح عامه مشاوره و مداقه لازمه را به عمل آورده به هیئت وزرای دولت خواه ما در اصلاحاتی که برای سعادت و خوشبختی ایران خواهد شد اعانت و کمک لازم را بنماید.

پس از انقلاب مشروطه مجلس عالی در ایران تشکیل شد و قانون انتخابات را برای برگزاری انتخابات مجلس اول تدوین کرد و به امضای شاه رساند. مطابق فرمان مظفرالدین شاه مجلس شورای ملی به شرح زیر بود:

·         شرایط نمایندگان: سواد خواندن، نوشتن و توان تکلم به زبان فارسی از شرایط نامزدهای انتخابات بود و فقط طبقه‌های خاصی از اجتماع حق داشتند در مجلس نماینده داشته باشند.

·         شرایط رای‌دهندگان

·         شرط طبقه اجتماعی: شاهزادگان قاجار، روحانیون، اشراف، تجار، زمین‌داران و اصناف طبقه‌هایی بودند که به فرمان شاه می‌توانستند نمایندگان خود را برگزینند و از مردم عادی کسانی حق رای داشتند که ملکی به ارزش دست کم هزار تومان می‌داشتند و یا جزو اصناف شناخته‌شده می‌بودند و اجاره مغازه‌شان حداقل به اندازه متوسط اجاره محل می‌بود و صنف‌هایی کم‌درآمد مانند حمالان و شتربانان نماینده و حق رای نداشتند.

·         شرط سن:داشتن بیست و پنج سال سن و "رعیت ایران" بودن از شرایط افرادی بود که حق رای داشتند.

·         شرط جنسیت:زن‌ها حق رای نداشتند.

  • شیوهٔ انتخابات: در مجلس اول تهران ۶۰ نماینده داشت و سایر ایالت‌ها ۹۶ کرسی داشتند. نمایندگان ایالت‌ها توسط مجلس ایالتی به صورت دو مرحله‌ای انتخاب می‌شدند و نتیجهٔ رای مجلس ایالتی نمایندگان مجلس شورای ملی برگزیده می‌شدند.

سه ماه پس از فتح تهران مجلس دوم شورای ملی تشکیل شد. در سال ۱۲۸۸ نظامنامه انتخابات را تصویب کرد و تغییراتی در قانون انتخابات به وجود آورد:

  • شرط سن رای‌دهندگان:اتباع حداقل بیست سال داشته باشند
  • شرط وضعیت اجتماعی: فرد ایران باشد و یکی از شروط زیر را داشته باشد:
    • معروفیت محلی داشته
    • لااقل شش ماه قبل از انتخاب در محل انتخاب یا توابع آن سکنی داشته باشند
    • لااقل دارای دویست و پنجاه تومان علاقه ملکی یا ده تومان مالیات بده باشند و یا پنجاه تومان عایدی سالیانه داشته‌باشد
    • تحصیل‌کرده باشند
  • شرط جنیسیت: زن‌ها حق رای نداشتند.
  • افرادی که اجازه رای نداشتند:
    • افراد خارج از رشد
    • آنهاییکه در تحت قیمومیت شرعی هستند
    • تبعه خارجه
    • اشخاصیکه خروجشان از دین حنیف اسلام در حضور یکی از حکام شرع جامع‌الشرایط بثبوت رسیده باشد
    • ورشکستگان بتقصیر
    • مرتکبین قتل و سرقت و مقصرینی که مستوجب مجازات قانونی اسلامی شده‌اند.
    • معروفین بارتکاب قتل و سرقت و غیره که شرعاً برائت خود را ثابت نکرده باشند.
    • اهل نظام بری و بحری (نظامیان) که مشغول خدمتند.

مجلس دوم در سال ۱۲۹۰ نظامنامه انتخابات تغییراتی داد به شرح زیر بود

  • شرط طبقه اجتماعی:شرط مالکیت برای رای‌دهندگان لغو شد.
  • افراد زیر به آنهایی که اجازه رای نداشتند افزوده شد:
    • متکدیان
    • اشخاصی که به وسائل بی‌شرفانه تحصیل معاش می‌نمایند
    • مقصرین سیاسی که بر ضد اساس حکومت ملی و استقلال مملکت قیام و اقدام کرده‌اند
  • شرط سنی نمایندگان:

سن نامزدهای انتخاباتی باید در محدوده سنی سی تا هفتاد سال باشد

  • شرط مذهب:

نمایندگان باید مسلمان باشند مگر نمایندگان اقلیت‌های مذهبی (مسیحی و زرتشتی و کلیمی)

در سال ۱۳۴۱ قانون در زمان سلطنت محمدرضا پهلوی قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی تصویب شد که در آن برای اولین بار به زنان ایرانی حق رای می‌داد و شرط مسلمانی و قسم خوردن به قرآن را برمی‌داشت.

روحانیون قم مخالفت‌های شدیدی با این قانون نشان دادند و به خشونت نیز کشیده شد ولی در نهایت اجرا شد.

در جمهوری اسلامی ساختار حقوقی به ترتیبی تنظیم شد که همه مقام‌های حکومتی به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم با رای مردم انتخاب شوند و تنها تغییر قانون رای در این دوره در مورد شرط سن رای‌دهندگان بود که در ابتدا به ۱۵ سال رسید و دوباره آن را در سال ۱۳۸۵ از ۱۵ سال به ۱۸ سال تغییر دادند.

 



نوع مطلب : آموزشی  مدیریت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :38
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
تحلیل آمار سایت و وبلاگ