تبلیغات
اتاق فکر think tank - اتاق تخصصی
انرژی شگفت آور خرد جمعی

جدید

اتحاد و همبستگی یکی از ارکان پایداری هر جامعه ای است . توجه به این مسئله ی مهم باعث شده است که نظام هایی با این محتوا برای جوامع تعبیه شوند، کما اینکه در همین جوامع در باب اصطلاح فدراسیون می خوانیم ، مفهوم فدرال و فدراسیون در ادبیات كشورهای غربی به معنای نوعی از اتحاد میان شهروندان چند واحد سیاسی از ایالت و یا كشور است كه در آن برخی از اختیارات به مركز واگذار می‌شود تا مدیریت كلان اتحادیه را به عهده گیرد.اما این مهم در اسلام از همان صدر مد نظر بوده و معتقد است که اگر امت هم عقیده و هم رایی با یك دیگر متحد شوند، نمی‌توان ابعاد و آثار سیاسی و اجتماعی پدیده اتحاد امت را نادیده گرفت و تنها به آثار فلسفی و یا حقوقی و اخلاقی آن اشاره كرد. از این روست كه سخن گفتن از اتحاد و یا اختلاف ارتباط تنگاتنگی به مسایل سیاسی و اجتماعی پیدا می‌كند.
در آیات بسیاری از قرآن به مساله اتحاد از دیدگاه اجتماعی آن نگریسته و بر اهمیت آن میان جهانیان‌، ادیان‌، مسلمانان و نهاد خانواده تاكید شده است. در این آیات پدیده اتحاد به عنوان امتنان الهی دانسته شده و پیوند میان دل‌های مومنان را نوعی تصرف الهی بر شمرده است. در نگرش قرآنی ایجاد و حفظ چنین یگانگی و همدلی و همرایی در میان مومنان‌، به علت ارسال پیامبران و عمل به شرایع دانسته شده و از امت خواسته شده تا با تمسك به دین و آموزه‌های قرآن و روش و سنت پیامبر (ص) اتحاد و انسجام خود را حفظ و تحكیم كنند.(بقرة آیه 213 و نیز آل عمران آیه 103 و نیز آل عمران آیه 64 و انعام آیه 153 )
در آیه 153 سوره انعام آمده است: و ان هذا صراطی مستقیما فاتبعوه و لاتتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبیله ؛ و این ( دین اسلام ) راه مستقیم و راست من است ؛ پس از آن پیروی كنید و از راه‌های دیگر پیروی نكنید تا از راه خدا متفرق شوید.

تفرقه و اختلاف امری است كه در این آیه توجه شده است. آسیب‌های عدم اتحاد و اختلاف روشن و تبیین گردیده است. آسیب‌هایی كه نه تنها در دنیا و شیوه زیست و بهره مندی از دنیا پدیدار خواهد شد بلكه برآیند آن به آخرت نیز كشیده و انسان از آثار سوء آن در امان نخواهند ماند.

قرآن با توجه به این كه ریشه بسیاری از اختلافات مذهبی و فرقه ای میان امت واحد‌، گرایش‌ها و تفسیرهای فرقه‌ای است، از مسلمانان خواسته است تا به قرآن ( اسلام‌، پیامبر ) اعتصام و تمسك جسته و از تفرقه پرهیز كنند: "واعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا."(آ ل عمران آیه 103) این دعوت الهی نشان می‌دهد كه قرآن كریم‌، ظهور چنین پراكندگی و تفرقه ای را پیش بینی كرده و به سبب خطر آفرینی آن‌، به شدت درباره آن هشدار داده است. علامه طباطبایی معتقد است كه تاكید قرآن بر اتحاد و پرهیز از اختلاف به سبب پیش‌بینی وقوع اختلاف در میان امت اسلامی‌است‌، چنان كه شیوه قرآن در مواردی از این دست‌، همین است. ( المیزان ج 3 ص 374)

قرآن در تحلیل مساله اختلاف در میان مردمان می‌فرماید: "كان الناس امه واحده فبعث الله النبیین مبشرین و منذرین و انزل معهم الكتاب بالحق لیحكم بین الناس فیما اختلفوا فیه."( بقره آیه 213)
در این آیه بیان شده است كه مردمان امت واحد و یگانه ای بودند. پرسش این است كه پس این اختلافات از كجا پدید آمده و نقش پیامبران و آموزه‌های آسمانی در این میان چیست؟ آیا منشا اختلاف در میان امت واحد پیشین، آمدن پیامبران و آموزه‌های آسمانی بوده است؟
قرآن به همه این پرسش‌ها پاسخ می‌دهد. از آیه یاده شده می‌توان استنباط كرد كه امت واحد در زمانی كه اجتماع را تشكیل دادند به جهت تنازع و اختلاف در منافع و تضاد در مصالح با یك دیگر درگیر شده و اختلاف كردند. از این رو نیازمند كسی بودند تا در میان ایشان به حق داوری كند و برای تنظیم روابط انسانی درست‌، كتاب و قوانین را تدوین نماید تا بر پایه و اساس آن حركت كرده و روابط اجتماعی خود را سامان داده و از اختلافات و تنازع و درگیری پرهیز كنند. این گونه است كه پیامبران به عنوان داورانی حق‌گو و بیان كنندگان قوانین تنظیم كننده روابط درست اجتماعی مبعوث و برانگیخته می‌شوند.

قرآن‌، خدا و رسول (ص) را مرجع حل اختلاف معرفی كرده و از مردمان خواسته است در صورت اختلاف می‌بایست به خدا و رسولش مراجعه كنند. به این معنا كه اگر در چیزی اختلاف كرده آن را به خدا و پیامبرش برگردانده و از او برای حل اختلاف یاری جویند. از این رو خود پیامبر و آموزه‌های قرآن و سنت پیامبر و امامان معصوم (ع) به عنوان اولوالامر و جانشینان به حق پیامبر تنها كسانی هستند كه به عنوان مرجع حل اختلاف امت مطرح شده اند. قرآن در آیه 59 سوره نساء می‌فرماید: فان تنازعتم فی شی فردوه الی الله و الرسول؛ هر گاه در چیزی اختلاف و نزاع كردید پس آن را به سوی خدا و پیامبرش برگردانید. هم چنین از مراجعه به طاغوت و كسانی كه به ناحق زمام امور دین و دولت را دست گرفته اند باز داشته و از مومنان خواسته برای داوری در مورد اختلافات و منازعات به آنان مراجعه نشود. ( همان آیه 60) در این آیات و دیگر آیات قرآنی به مساله مرجعیت خدا، قرآن ، پیامبر و اولوالامر در حل و فصل منازعات توجه داده و آنان را فصل الخطاب دانسته است ( بنگرید آیات 60 و 65 سوره نساء و نیز بقره آیه 213)                                                                   http://maarefquran.com

تعریف افلاطون (427- 346 ق. م)

گوید: تعلیم و تربیت عبارت است از كشف استعدادهای طبیعى و شكوفا ساختن آنها.( فلسفه تعلیم و تربیت.دفتر همكارى حوزه و دانشگاه. ج 1، ص 167- 173.)
 تعریف ارسطو (384- 322 ق. م)
گوید:تعلیم و تربیت مجموعه اى از اعمال است كه به وسیله خانواده یا دولت برای ایجاد فضایل اخلاقى و مدنى در افراد صورت مى گیرد.( فلسفه تعلیم و تربیت.دفتر همكارى حوزه و دانشگاه. ج 1،ص 173- 178.)
 تعریف فارابى (260- 339 ق. م)
گوید: تعلیم و تربیت عبارت است از هدایت فرد به وسیله ی فیلسوف و حكیم برای عضویت در مدینه ی فاضله به منظور دستیابى به سعادت و كمال اول در این دنیا و كمال نهایى در آخرت.( فلسفهء تعلیم وتربیت ج 1، ص 461-374.)
پس یكی از تفاوتهایی كه حضرت (ع) در بیان حد عقلی بین زن و مرد به آن اشاره داشته اند مسأله نواقص العقل است كه حضرت در خطبه 80 به این مسأله توجه داشته اندكه همانطور كه گفتیم منظور از این نقص به معنی نقص ارزشی نیست بلكه درعرصه مسائل خشك عقلانی و نظری زنان نسبت به مردان ضعیف تر هستند و ضعف و نقصان زنان دراین مسأله به بالندگی و تكامل زنان در عرصه های ارزشی هیچ گونه آسیب جدی وارد نمی آورد.

علاوه برتفاوت در حد عقل نظری در میان زنان ومردان تفاوت درعواطف هم وجود دارد . طبیعی است كه زنان به خاطر رسالت مادری و همسری خود، از شدت عواطف بیشتری برخوردارند كه این مسأله به خودی خود برای زن، بسیار ارزشمند است چرا كه غرایز و عواطف در آدمی سرچشمه همه نوع حركت وفعالیت است و بنابر تعبیر روان شناسان موتور اصلی حركت و فعالیت مادام العمر در انسان، عواطف می باشد و نوع و شدت و ضعف آن تاثیر خاصی در زندگی فردی، اجتماعی انسان دارد. از آنجا كه شدت عواطف در زنان بیشتر است ، لذا ادراكات عقلی زن بیشتر از عواطف تأثیر می پذیرد ولی مردان بجهت آنكه كمتر تحت تأثیر ساختار عاطفی خویش قرار دارند از جهت غلبه و قدرت عاطفی بر مردان غالب شده ، در نتیجه مردان از جهت عاطفی و زنان از حیث عقلانی نسبت به یكدیگر احساس نیاز می كنند.

به عبارت دیگر نقصان عقلی زن به تمامیت عقلی مردو نقصان عاطفی مرد به تمامیت عاطفی زن ترمیم و جبران می شود و از آنجا كه زندگی انسان و كمال او هم محتاج زمینه های عاطفی و هم نیازمند عقل تمام می باشد در این صورت یك زن و مرد با هم یك واحد تمام انسانی را می سازند. لذا همان طور كه توضیح داده شد از منظر امام علی (ع) این نقص، نقص ارزشی و كیفی نیست بلكه به جهت وجود سراسر عاطفه زن، و به جهت تأثیرپذیری ادراكات از عواطف (چه مرد،چه زن) است كه همین مسأله موجب نقصان عقل در زن می شود
بطور كلی عقل خشك –ریاضی و تفكر محض نظری در صنف مردان بیش از زنان فعال است ولی عقل عملی كه به كمال و صعود انسانها مربوط است در مورد مرد و زن مساوی است . مفسرین در این باره معتقدند اگرچه دنیای عقلی و دنیای شهودی و عاطفی زنان متفاوت است . لكن این مسأله دخالتی در ارزشگذاری انسانی ندارد و عقل عملی كه به كمال و صعود انسانها مربوط است در مرد و زن مساوی است، قیاس و استقراء و حل معادلات ریاضی و چیدن صغرا و كبرا، یك فن است نه یك ارزش انسانی و اگر نوع مرد در این جهت با نوع زن متفاوت است و كمیت چنین نیرویی در آن دو یكسان نباشد هرگز به معنی كسر شأن یكی و قدر و قیمت دیگری نیست بویژه كه در درك حقایق و كمال معرفت الهی و رشد اخلاقی و اراده كه همه به عقل عملی مربوط است زن و مرد مساوی اند و درك برخی حقایق لطیف عاطفی و شهودی برای زنان آسانتر از مردان است و در این نوع ادراكات زنان حتی قوی ترند.


تعریف بوعلى سینا (373 یا 363-428 هـ . ق)
تعریف بوعلى سینا (373 یا 363-428 هـ . ق)گوید:تعلیم و تربیت عبارت است از برنامه ریزى و فعالیت محاسبه شده در جهت رشد كودک، سلامت خانواده و تدبیر شؤون اجتماعى، براى وصول انسان به كمال دنیوی و سعادت جاویدان الهى.( فلسفهء تعلیم وتربیت ج 1، ص 384.)
 
تعریف غزالى (450- 505 هـ . ق)
از آراى تربیتى غزالى (450- 505 هـ . ق)استفاده مى شود كه تعلیم و تربیت دردیدگاه ایشان عبارت است: «از نوعى تدبیر نفس و باطن از طریق اعتدال بخشى تدریجى به قوا و تمایلات به وسیله ی معرفت، ریاضت و استمرار، براى نیل به انس و قرب الهى.»( فلسفهء تعلیم وتربیت ج 1، ص 305، جهت آگاهى بیشتر ر. ك: فلسفه تعلیم و تربیت، دفتر همكارى حوزه و دانشگاه، ج 1. ص 169-305.)

عریف دیگر از غزالی
مربى باید اخلاق بد را از آدمى بستاند و دراندازد و اخلاق نیكو به جاى آن نهد و معنى تربیت این‏است. همچون برزگرى كه غلّه را تربیت مى‏كند و هر گیاهى كه از غلّه برآمده باشد، از میان آن بكند وهمچنین هر سنگ و كلوخى كه در میان كشتزار باشد، بیرون اندازد و از بیرون آب و سماد بدان آوردتا غلّه نیكو پرورده گردد (امام محمد غزالى).

 
  تعریف هبل
هبل برای مشخص كردن تربیت كامل می گوید :              
‹‹ تربیت كامل آن است كه سلامتی بدن و قوّت جسمی شاگرد را حفظ می كند و به او امكان تسلّط بر قوای عقلی و جسمی خود را میدهد ، رشد قوه ی ادراك او را سرعت میبخشد ، تیز هوشی و سریع حكم كردن و دقیق بودن را در او بوجود می آورد ، و او را در جهتی هدایت میكند كه شئور و فهم روشنی داشته باشد تانسبت به انجام واجبات به ندای وجدانی و درونی خود گوش فرا دهد ..››

تعریف گولد سیمون
گولد سیمون در تعریف تربیت می گوید : ‹‹ تربیت روشی است كه به وسیله ی آن عقل ، عقل می شود و قلب ، قلب می گردد . ›› مقصود از این عبارت آن است كه تربیت وسیله ی رشد عقل و شكوفایی نفس به وسیله ی اخلاق فاضله است . پس این تعریف صرفاً تربیت روحی را معرفی می كند .                       


تعریف سیموئیل
 ‹‹ سیموئیل ›› می گوید :   ‹‹ تربیت یعنی مهیّا ساختن فرد برای آنكه نخست خویشتن و سپس اجتماع خود را خوشبخت نماید . ››

ویژگی های زنان از منظر نهج البلاغه

حضرت علی (ع) زنان و مردان را دارای سرمایه های یكسان خلقتی می داند كه این سرمایه ها در جنسیت های متفاوت (زن –مرد) بروزهای متفاوتی می یابد، لذا اگرچه زن و مرد، به عنوان نوع انسان در بسیاری از صفات مشترك هستند، اما در برخی موارد اختلاف وجود دارد كه این اختلاف بر ایفای وظایف آن ها اثر می گذارد. صفات و ویژگی های متفاوت زنان و مردان را می توان به دو بخش ذیل تقسیم نمود.

1.صفات ذاتی

2.صفات عرضی

صفات ذاتی

زنان دارای صفات ذاتی خاص و تقریبا غیرقابل تغییر هستند كه این امر آنان را از مردان متمایز می سازد. از جمله صفاتی كه در نهج البلاغه برای زنان آورده شده می توان به تكبر ،‌ترس، بخل، و لطافت زنانه اشاره نمود.

حضرت امیر (ع) در حكمت 226 می فرمایند:

«خیار خصال النساء شرار خصال الرجال: الزهر و الجبن و البخل فاذا كانت المراه مزهوه لم تمكن من نفسها و اذا كانت بخیله حفظت لذا كانت جبانه فرقت من كل شیء یعرض علیها»

بهترین خوی زنان ، بدترین خوی مردان است كه همانا تكبر، ترس و بخل است ، پس هر گاه زن متكبر باشد به كسی جز همسر سر فرود نمی آورد و هر گاه ترسو باشد، از آنچه به او روی می آورد، می ترسد.

علی (ع) در این حكمت، نه تنها صفات ذاتی زنان و تفاوت آنها را با مردان بر شمرده اند، بلكه آثار و نتایج این صفات،یا بخشی از علل و فلسفه این صفات را در زنان ذكر نموده اند.

قابل ذكر است كه نوع تكبر زن، تكبر در برابر بیگانگان و نامحرمان است تا سرافرازی و بزرگواری شخصیت زن در هنگام فعالیت های اجتماعی در اذهان تداعی گردد. بخل زن به سبب كنترل حس زیبایی طلبی و گرایش به زیبایی های دنیوی است كه می تواند از مصرف جلوگیری نماید. ترس زن نیز موجب مصونیت خانواده است، اما چون می تواند عاملی جهت ركود فعالیت و ارتقای او در اجتماع محسوب می گردد، با حكم حجاب اسلامی تعدیل شده است؛ زیرا حجاب، عامل ایجاد شجاعت زن ، در مواجهه با بیگانگان است كه همواره رفتار متكبرانه زن شخصیت مستقل و فعال او را كامل ساخته و از هر گونه حقارت، فرودستی و كمبود در او جلوگیری می كند.

صفات عرضی

این صفات در زنان در حالی بروز می یابد كه شرایط محیط پرورشی ایجاب كند و به همین لحاظ اعتباری نامیده می شوند. در نهج البلاغه دراین راستا به چندفراز «نقص عقل» «نقص ایمان» و «نقص سرمایه» اشاره شده است.

این سه موضوع درجملات نهج البلاغه برای برتری مردان بر زنان مورد استفاده قرار گرفته است . این جملات را حضرت امیر (ع) پس از پایان یافتن جنگ جمل در نكوهش زنها می فرماید: «گویا توبیخ و سرزنش عایشه و پیروان او منظور باشد» ای مردم، ایمان زنان ناقص است برخورداری زنان از سهم الارث ناقص است عقول آنان ناقص است. دلیل نقصان ایمان زنان بازنشست آنها در روزهای قاعدگی از نماز و روزه است دلیل نقصان عقول آنها تساوی شهادت دوزن با یك مرد است و دلیل نقصان برخورداری آنها از سهم الارث این است كه نصف سهم الارث مردان است.

اول از همه باید به این موضوع اشاره كرد كه این جملات را پس از پایان یافتن جنگ جمل حضرت امیرالمومنین (ع) نقل كرده اند . حضرت در خطبه 80 به سه تفاوت بارز بین زن و مرد اشاره نموده است . از منظر حضرت علی (ع) یكی از تفاوتهای غیر قابل انكار بین زن و مرد تفاوت از حیث قوای دماغی و عقلانی و عاطفی است . البته مقصود از عقل، عقل نظری است چرا كه در عمل عملی نه تنها زن ها ضعیف تر از مردان نمی باشند بلكه گاهی نیز بر آنها غلبه می نمایند. بعبارت دیگر عقل تئوریك و تحلیل گر و فرضیه باف و فلسفه پرداز و عقل سیاسی و اجتماعی در مردان دامنه و قدرت بیشتر و گسترده تر دارد.


نقص ایمان

یكی از تفاوتهای دیگری كه بین زن و مرد وجود دارد و حضرت علی (ع) هم به آن اشاره كردند تفاوتها در عرصه های وظایف و تكالیف است . همان طور كه در بخش قبل توضیح دادیم، گرچه فعالیت عقلی تجریدی و تعمیمی در مغز فرد بیشتر است اما بزرگتر بودن جمجمه و سنگین تر بودن مغز مرد و بیشتر بودن عقل نظری در مرد به معنای نزدیك بودن مردان به آستان حقیقت متعالی و درك بهتری از واقعیت هستی نیست بلكه اگر مرد به وسیله حواس و عقل نظری خود به حیات می نگرد و به حقیقت نایل می شود،‌ زن بیشتر نوعی علم حضوری و شهودی دارد، در حالی كه مرد، بیشتر با علم حصولی به حقیقت می نگرد. پس مرد بیشتر در آیینه عقل به حقایق چشم می دوزد ولی زن در آیینه ذات خویش به حقیقت می نگرد.

http://rahmanipuor.blogfa.com/  



منبع : قرآن حکیم وشرح آیات منتخب      ترجمه آیت الله مکارم شیرازی    (صفحه 161)

وظیفه دین درباره حقوق مردم این است که وضعیت آنها را با برطرف کردن ظلمهایی که بین آنها و معاملاتشان است اصلاح کند و بدین وسیله آنها را به سعادت دنیا و آخرتشان نزدیک کند . امام باقر (ع) فرمود: زمین فاسد بود و خداوند آنرا بوسیله پیامبرش زنده کرد . پس در زمین پس از اصلاح آن فساد نکنید.

همان منبع (صفحه 346)

دین الهی ، موهبتی در تمام زمانها : در شرح آیه 68 سوره مومنون می فرمایند : منظور از "ام جاء هم ما لم یات آباءهم الاولین " بدین معنی است که  اگر توحید و معاد و دعوت به نیکی ها و پاکی ها تنها از ناحیه پیامبر اسلام (ص) مطرح شده بود ،ممکن بود بهانه کنند که اینها سخنان نوظهوری است که ما نمی توانیم زیر بار آن برویم و اگر این مطلب حق است چرا خداوند که به همه انسانها نظر لطف و مرحمت دارد ،برای پیامبران گذشته نفرستاد ،ولی محتوای دعوت پیامبر از نظر اصول و اساس همان محتوای دعوت همه پیامبران گذشته است  و دیگر چنین بهانه هایی جا ندارد . البته معنای این سخن این نیست که هر حرف نوظهوری که که گذشتگان از آن بی اطلاع بودند ،باطل است ،ولی رسالت الهی چون هدف هدایت انسانها است باید به تمام انسانها برسد تا همگان امکان انتخاب راه حق را داشته باشند و اگر به گذشتگان ابلاغ نشده باشد ،ابلغ آن به جمعیتی خاص ،بی شک باطل و نادرست است.

همان منبع (صفحه 42)

اجباری در دین نیست : در شرح آیه 256 سوره بقره می فرمایند : اصولا اسلام و هر مذهب حقی از دوجهت نمی تواند جنبه تحمیلی داشته باشد 1- بعد از دلایل روشن و معجزات آشکار نیازی به تحمیل نیست . کسانی به زور متوسل می شوند که بدون منطق متین باشند .2- دین از یک سلسله اعتقادات قلبی ریشه می گیرد و امکان ندارد تحمیلی باشد .اجبار می تواند جسم انسان را تسلیم کند ولی اعتقادات اورا هرگز .

همان منبع (صفحه52)

در شرح آیه 19 سوره آل عمران می فرمایند : روح دین در همه زمانها تسلیم شدن محض در برابر خداوند و دستورهای اوست . از آن رو که آیین پیامبر اسلام(ص) عالی ترین و کامل ترین نمونه تسلیم شدن است نام اسلام بر آن گذارده شده است . امیر المومنین علی (ع) در گفتاری حقیقت اسلام را اینچنین بیان فرموده اند: حقبقت اسلام همان تسلیم بودن در برابر حق است و تسلیم بودن بدون یقیین ممکن نیست و یقین همان تصدیق است و تصدیق همان اقرار است و اقرار همان انجام وظیفه است و انجام مسئولیت همان عمل است .

تعهد و مسئولیت چیزی جز عمل نیست و آنها که نیروی خود را فقط در گفتگوها و جلسات و انجمن ها و مانند آن صرف می کنند و تنها حرف می زنند ،نه تعهد و مسئولیتی را پذیرفته اند و نه از روح اسلام آگاهی دارند .

همان منبع (صفحه 49)

در شرح آیه 286 سوره بقره می فرمایند : از زبان پیامبر اسلام (ص) نقل شده است : " من به آیینی مبعوث شده ام که عمل به آن برای همه سهل و آسان است ."از آیات قرآن استفاده می شود که که تکالیف سخت و مشکلی که بر امت های گذشته مقرر بوده است در اصل دین آنها نبوده بلکه پس از نافرمانی و سرپیچی از دستورهای الهی برای مجازات بر آنها تکلیف شده است .



استاد شهید آیت الله مطهری     کتاب  خدمات متقابل اسلام و ایران    (صفحه 16)

همیشه عاملی اساسی تر و مخفی تر در وجدانهای مردم رو به بیداری و زنده شدن می رود و موج حیات و تظاهر خارجی آن گاه به لباس زبان و زمانی به پوشش سنن ملی معینی جلوه می کند . غرض از تحقیق و پویندگی حقیقت این است که از این تجلیات و ظهور نمودهای خارجی به سوی واقع مکنون حوادث و اشیا هدایت شویم .

 

همان منبع (صفحه 40)

کلمه« ملت» کلمه ای عربی است و معنای آن «راه و روش» است .در قرآن کریم نیز این کلمه به همین معنی آمده است . این کلمه 17 بار (در 15 آیه) آمده است . ...   ملت در اصطلاح قرآن به معنی راه و روش و طریقه ای است که از طرف یک رهبر الهی بر مردم عرضه شده است . مثلا می فرماید «مله ابیکم ابراهیم » یعنی راه و روش پدر شما ابراهیم ...... پس از نظر قرآن یک مجموعه فکری و علمی و روشی که مردم طبق آن عمل می کنند ملت نامیده می شود ،بنابراین ملت با دین یک معنی دارد ...  

سید حسین مجتبوی
جمعه 20 مرداد 1391 02:45 ب.ظ
به نام خدا
موضوع دین منشا آن و انگیزه های دین خواهی انسان از سوی اندیشمندان و فلاسفه مسلمان و غیر مسلمان دیدگاههای فراوان و متفاوتی طرح شده است از میان مسلمانان می توان از علامه طباطبایی و استاد مطهری و ... نام برد و در میات اندیشمندان غربی می توان ازافرادی همچون امانوئل کانت ،ویلیام آدامزبراون ،رابرت ا. هیوم و،فروید و....را نام برد اما با توجه به اموزه های قرانی و اسلامی باید این نکته را یاد اور شویم که گرایش انسان به دین و خدا جویی و خدا خواهی امر فطری است که خداوند سبحان در وجود همه انسانها به ودیعه گذاشته است و با توجه به فلسفه خلقت دین ابزاری است که به انسان یاری می رساند مراحل تکامل فردی و اجتماعی را طی نماید و به تکامل برسد والبته برای رسیدن به تکامل مبارزه با انحرافهای مختلف که منجر به بحرانهای معرفتی ،اخلاقی روانی ،فن آوری نوین و...می شود ضرروری است این دین واقعی است که می تواند با این بحرانها مقابله نماید و هرچند برخی از جوامع که با دین الهی رابطه ای ندارند ظاهرا مشکلی از بعد مسایل اجتماعی و اخلاقی ندارند ولی این فقط ظاهر امر است اگر با نگاهی نقادانه متکی بر روشهای علمی این گونه جوامع را مورد بررسی قرار دهیم با مشکلات و مسایل زیربنایی فراوانی روبرو می شویم که ناشی از روگردانی از دین و ارتباط با عالم وحی است به هر حال چون دین را برنامه ای جامع و گسترده برای هدایت بشر می دانیم که خداوند بوسیله بهترین مخلوقاتش به بشریت عرضه کرده است پاسخ همه پیش فرضهای تعیین شده را می دهد یعنی هم وسیله ای برای شناخت خداوند است (یکی از راههای خداشناسی راه وحی است ) وهم برنامه کاملی برای یک زندگی سالم ورسیدن به حیات طیبه است و مسلما کسی که دیندار واقعی باشد در نهایت رضایت حضرت حق را بدست می آورد چون به فرموده خداوند بهترین پاداش الهی و معنوی رضایت خداوند از بندگانش می باشد (رضوان الله اکبر ) در پایان یا آوری می شود این همه بشرط پیمودن گامهای دقیق و صحیح در مسیر دین است و خدای نکرده استفاده ابزاری از دین یا تفسیر های منفعت طلبانه و ریاکارانه نه تنها ما را به اهداف مقدس ادیان الهی نمی رساند بلکه خطر واگرایی و فاصله گرفتن از دین وجو ددارد این امر زمانی محقق می شود که دین بخوبی شناخته شود و ازقران کریم ، پیامبر (ص) و ائمه بزرگوار تاسی نمائیم .




تحلیل آمار سایت و وبلاگ