تبلیغات
اتاق فکر think tank - آسیب شناسی دین گریزی
انرژی شگفت آور خرد جمعی

آسیب شناسی دین گریزی

تاریخ:جمعه 2 آبان 1393-05:21 ب.ظ

دین اسلام به عنوان ساده ترین دین

شواهد زیادی نشانگر این است که اسلام دینی سهل و قابل عمل معرفی شده و به اخلاق، گذشت و تبلیغ جذّاب دستور داده تا باعث جذب مردم گردد به‌طوری که این سهل و آسانی، یک اصل مورد عمل در سیرۀ بزرگان دینی از معصومین تا به حال می‌باشد. قرآن می‌فرماید: «یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العُسر؛[بقره 185] خداوند برای شما آسانی را می‌خواهد و سختی را برای شما نمی‌خواهد» و باز می‌فرماید: «لا یکلّف الله نفسا الاّ وُسعَها؛[بقره 286] خداوند هیچ نفسی را بیش از توانایی‌اش مکلّف نمی‌کند». پیامبر(ص) می‌فرماید: «خیر دینکم أیسره؛بهترین دین شما آسان‌ترین آن‌هاست» و نیز می‌فرمایند: «بعثت بالحنفیّة السّمحه و من خالف سنّتی فلیس منّی؛من به شریعت آسان برانگیخته شدم و هر کس با سنّت من مخالفت کند، از من نیست.» به چند حدیث دیگر در مورد آسان بودن دین توجه کنید: ـ«انّ هذا الدین متین فأوغل فیه برفق و لا تبغض الی نفسک عباده الله فانّ المنبت لا أرضا قطع و ظهراً أبقی، این دین محکم است، به ملایمت در آن پیش برو و عبادت خدا را منفور خود مکن، زیرا رهرو عجول نه راهی سپرده و نه مرکوب خود را حفظ کرده استـ«انّ الله تعالی رضی لهذه الأمة الیُسر و کرّه لها العُسر؛خداوند تعالی برای این امت به آسان راضی شده و سخت را برای آن‌ها نپسندیده استـ«ایاکم و التّعمق فی الدین فانّ الله تعالی قد جعله سهلاً فخذوا منه ما تطیقون فانّ الله یحبّ مادام من عملٍ صالحٍ و ان کان یسیراً؛[نهج الفصاحه] مبادا در دین زیاده‌روی و کندوکاو عمیق کنید، زیرا خداوند آن را آسان قرار داده است. پس آن‌چه را که طاقت دارید بردارید، چون خداوند عمل صالح مداوم را دوست دارد، اگر چه اندک و آسان باشد.»

همانطور که مشاهده شد در دین محکمی به نام اسلام ضرورتی وجود ندارد که از عناصر ترس و و حشت و سخت گیری های بی جا جهت انجام امور دینی استفاده شود بلکه تلطیف و ملایمت توسط اولیاء الهی سفارش شده است .

یک تجربه ی ناراحت کننده

در یکی از مدارس ابتدایی دخترانه در مشهد جهت بازدید دانش آموزان اتاقی را بازسازی کرده بودند که دیوارهای آن با پارچه های مشکی پوشیده شده بود و در وسط آن دیگی که زیر آن هیزم گذاشته بودند و از سقف آن نیز اسکلت انسان (ماکت آزمایشگاه مدرسه )که توسط نخ هایی شبیه تار مو آویزان بود . در اطراف دیگ هم دو دانش آموز گریم شده شبیه دیو که نیزه های سه شاخی در دست داشتند . در آنجا تابلویی به چشم می خورد که می گفت اینجا جهنم است و هرکس حجابش را رعایت نکند مانند این اسکلت با موهایش از سقف آویزان می شود و سپس او را در آب جوشان می اندازند . بی شک دیدن این منظره توسط دانش آموزان دختر که سن آنها بین 6 تا 10 سال است ،به جز ایجاد یک تصویر بسیار وحشتناک و خشن از اسلام پیامد دیگری نخواهد داشت . خدایی که این دختران در نظرشان مجسم می شود خدایی خواهد بود که همیشه مواظب است تا چه کسی موهایش دیده می شود ودر آن دنیا او را مجازات نماید ،در جایی دیگر نمایشگاهی بود از محرم و در گوشه ای صحرای کربلا را باز سازی کرده بودند ودر وسط صحرا دستی خون آلود به چشم می خورد ،گفتند این دست قطع شده ی حضرت ابوالفضل است !فراموش نکنیم که بدخواهان تنها به یک نقطه نظر مشترک برای مقابله با اسلام رسیده اند و آن اینکه از اسلام چهره ای خشن و وحشتناک و سخت گیر برای مردم سایر نقاط جهان به تصویر بکشند ،اما اینجا ما خودمان ناخواسته به این هدف آنها کمک می کنیم .

وظیفه شهروندان دینی نسبت به یکدیگر

در حکومت دینی، یافتن اصول صحیح فرهنگی و حساسیت نشان دادن در برابر آفات این مقوله، از مسئولیت‌های اصلی حکومت است، زیرا در این نظام، همۀ امور اقتصادی، اداری، نظامی، امنیتی و... در جهت رشد فرهنگی مردم قرار دارد. بنابراین برای رسیدن به این اصول خداوند فرموده است تا در امور دین تعقل کنید و آن چه را در طاقت خود دارید ،بردارید ،این آزادی در اندیشیدن خواه ناخواه سبب بوجود آمدن اختلاف نظرهایی خواهد شد که ناشی از تفاوت درک توانایی هرکس با دیگری  می باشد .در این میان وظیفه ی افراد نسبت به یکدیگر چیست ؟ آیا باید نظرات و برداشت ها را به یکدیگر تحمیل نمود و انتظار داشت تا دیگران هم به همان جمعی برسند که ما رسیده ایم ؟ اگر نرسیده باشند ،با زور و ارعاب و وحشت آنها را به پذیرش کرد ؟ یا اینکه به نظر هم احترام گذاشته و طاقت شنیدن حرفهای دیگران را داشته باشیم ؟فراموش نکنیم که عواملی که نظام دینی را تضعیف می‌کنند عبارت‌اند از: تحریف و بدعت، هواپرستی، دین‌گریزی، خرافات، شخص محوری، بی‌تفاوتی، خودباختگی، تبدیل ارزش‌ها و الگوها، چاپلوسی و تملّق، نوگرایی افراطی و تحجّر.

چه عواملی باعث دین گریزی می شود ؟

«درک جوان» از جمله مسائلی است که لازم است در مورد جوانان رعایت شود. جوان به دلیل این‌که خود را در این سنین غریب و تنها می‌بیند، اغلب سعی می‌کند علیه سنّت‌ها و آداب و رسوم قیام نماید، از والدین خود و جامعه کناره‌گیری کند و فقط با هم‌سالان خود تماس بگیرد. در چنین حالتی، جوان به یک یا چند راهنما نیاز دارد که او را درک کرده و محرم اسرار و هم‌راز او گردند. حال اگر پدر و مادر در مقابل تفکرات او واکنش شدیدی از خود نشان دهند، روشن است که جوان دیگر والدین را محرم اسرار خود نمی‌داند و مسائل خصوصی را با آنان در میان نمی‌گذارد. در اهمیت این دوران همین بس که طبق سخن پیامبر اکرم(ص) یکی از مهم‌ترین چیزها که در قیامت قبل از برداشتن قدم از قدم مورد سؤال قرار می‌گیرد، دوران جوانی است. به همین دلیل، آن حضرت دربارۀ جوانان چنین سفارش فرموده است: «برتری جوان عابدی که در جوانی ره بندگی پیش گرفته، بر پیری که در بزرگ‌سالی به عبادت روی آورده، هم‌چون برتری فرستادگان الهی بر دیگر مردمان است.» جوان به دنبال محیطی می‌گردد تا در آن رشد ذهنی یابد، خلّاقیت خویش را نشان دهد و رفتارش مورد تأیید قرار گیرد. «تشخّص‌طلبی»، که یکی از تمایلات غریزی است، در نسل جوان بسیار قوی و نیرومند می‌باشد. جوان به نوع لباس، نوع آرایش مو و نوع واکنش‌هایش در برخوردها افتخار می‌کند و در جمع هم‌سالان خود به ابراز شخصیت و خودنمایی می‌پردازد، در واقع او می‌خواهد بفهماند که من هم بزرگ شده‌ام. از تمایلات و خصیصه‌هایی که در این دوران شدت می‌یابد، علاقه به آزادی بی‌حد و حصر و بی‌قید و شرط است. او می‌خواهد مقرّرات اجتماعی را نادیده بگیرد و در راه ارضای تمایلات خویش از آزادی‌های بی‌حساب استفاده کند. وقتی جوان احساس کند تنها از او گوش انتظار داریم، چیزی به نام پذیرش اتفاق نمی‌افتد. ما معمولاً در نصیحت کردن قهرمانیم، اما در هم‌دلی ضعیف هستیم، به همین دلیل پل‌های ارتباط را می‌شکنیم. جوانان ما به دلیل کشش‌های پاک انسانی و فطرت الهی خود، هم‌چنین علاقه‌مندی تاریخی و فرهنگی و بستر خانوادگی (که با دین‌داری آن‌ها را تربیت کرده)، به دین گرایش دارند، ولی ما در فهم خواسته‌های آنان با مشکل مواجهیم و نوع برخورد ما با آن‌ها به نحو صحیحی نبوده است. آیین اسلام در همۀ ابعاد انسانی و مسائل فردی و اجتماعی کامل است و کم ندارد. ما مشکل پیام نداریم، بلکه چون پیام‌گیر را نمی‌شناسیم، طوری مطالعه می‌کنیم که اگر دو قرن پیش هم می‌خواستیم به تبلیغ برویم، آن را می‌گفتیم. در هر صورت، مردم زمان ما با مردم پنجاه سال پیش فرق کرده‌اند. ما باید جوانان را بشناسیم. این شناخت به ما کمک می‌کند که چه بخشی از پیام را بگیریم تا روشی مناسب را ارائه بدهیم. لزومی ندارد که در مبنا از التقاط علوم غیر اسلامی استفاده کنیم. می‌توانیم از روش و تکنیک استفاده کنیم. مشکل ما را بحث‌های جدید و روان‌شناسی حل نمی‌کند؛ مشکل این است که روبه‌روی ما جوانانی هستند که باید از نگرانی‌ها، دغدغه‌ها، روان‌شناسی وجودی، مراحل سن و رشد آن‌ها و از آن‌چه با خانواده دارند و آن‌چه اکنون در جامعه می‌گذرد، اطلاع داشته باشیم. مشکل دیگر ما این است که فکر می‌کنیم چون ظاهر جوان امروز مثل ما نیست و با آداب و رسوم برخورد دیگری دارد، از ما خیلی فاصله گرفته است. در هر زمان، شکایت نسبت به جوانان بوده است. سنایی می‌گوید: ای مسلمانان خلایق کار دیگر کرده‌اند   از سر بی‌حرمتی معروف، منکر کرده‌اند همۀ بزرگان از نسل نو شکایت دارند و تصور می‌کنند که نسل گذشته در رعایت اصول، از نظر اخلاق بهتر بوده‌اند. من معتقدم که شناخت ما از وضعیت جوانان کم است. نکتۀ امیدوارکننده این است که تغییراتی را که ما در جوانان شاهد هستیم، عمیق نیست؛ یعنی در بطن عقایدشان نیست. بنابراین، دوام ندارد. اگر نسل جوان را خوب بشناسیم، با گذشت زمان این تغییرات سطحی و ناپایدار، جای خود را به یک دین‌باوری درست‌تر می‌دهد. حضرت امیرالمؤمنین(ع) در مورد جوانان می‌فرمایند: «جهل و نادانی او معذور است»؛ یعنی باید عذر او را قبول کنیم و از او انتظار بالایی نداشته باشیم، زیرا علم او علم بالایی نیست، بلکه علم کوتاه است  . متأسفانه در سیستم تبلیغی ما، مخاطب مورد توجه نیست. مشکل مبلّغان دینی ما، مخاطب‌شناسی است.

نکته ی قابل توجه اینجا ست  که در قرآن بعد از بیان« یا ایها الذین آمنوا»بشارت به پاداش ها و مهربانی ها و محبت ها شده است و نذیر را تنها برای کافران و منافقین بکار برده است ،یعنی قرآن به عنوان یک مخاطب شناس خوب عمل کرده ،حال اینکه بحث عذاب و عتاب در مورد جوانانی بکار می رود که به خدا و آخرت ایمان دارند و در خانواده هایی بزرگ شده اند که در آنجا نماز و قرآن خوانده می شود . بنابراین بهتر نیست به جای ضرب و شتم و سخت گیری های نامتمدنانه نسبت به جوانی که رعایت یکی از شئونات را انجام نداده ،با او به گونه ای برخورد شود که با رحمت و عطوفت اسلام بیشتر آشنا شود و برای او چهره ای از اسلام هویدا شود که برخلاف تصورش او را محدود به رسیدن خواسته هایش نمی کند بلکه برای رسیدن به خواسته های باصوابش کمک و راهنمایی نیز می کند . برای او الگو معرفی می کند و لذت عبادت خالصانه را به او می چشاند .

ممکن است سئوال شود که لشگریان یزید که در مقابل امام حسین (ع)  صف آرایی کرده بودند نیز تکبیرو لااله الا الله می گفتند ،پس چرا امام در مقابل آنان ایستاد و جنگید ؟ پاسخ اینجاست که یزیدیان فقط بیرق اسلام را در دست داشتند ولی از آیین اسلام در بین آنها خبری نبود ،تحریف و بدعت در دین بوجود آمد و این آن پیزی نبود که امام به آن راضی باشد و لازم بود تا برعلیه منافقینی که درصدد قلب اسلام بودند قیام کند .  تحریف و بدعت حذف بخش‌هایی از دین و در شمار دین قرار دادن مسائلی که از دین نیست، از مهم‌ترین آفات حکومت‌های دینی شمرده می‌شود. بدعت‌ها، جامعه را با فتنه‌های دشوار روبه‌رو می‌سازد و به گمراهی مردم می‌انجامد. امام علی(ع) در این باره می‌فرماید: «فتنه‌ها از پیروی خواهش‌ها و بدعت‌ها که مخالف حکم خداست، آغاز می‌‌شود تا عده‌ای بر عده‌ای سروری بیابند. اگر حقِ خالص بود، اختلافی رخ نمی‌داد و اگر باطلِ عریان و بی‌پرده بود، عاقلان به خطا نمی‌افتادند، ولی مقداری از حق را بر‌می‌گیرند و با مقداری باطل مخلوط می‌کنند و در این موارد شیطان بر دوستانش چیره می‌شود و فقط کسانی نجات می‌یابند که از طرف خدا مدد یافته‌اند.

دیگر عوامل دین گریزی می توان گفت که اگر دین در پاسخ‌‌گویی به انتظارات جامعۀ پیروانش عاجز باشد و نتواند احتیاجات دینی آن‌ها را برآورده سازد، طبیعی است که نیازمندان به دین، سراغ دین یا مکتب و یا تفکری دیگر خواهند رفت که بتواند جای خالی دین را پر کند. بنابراین اگر هر دینی نتواند انتظارات و نیازهای پیروانش را آن‌گونه که باید، برآورده سازد و یا اگر نتواند آن‌چه را که ادعای انجام آن را دارد، به انجام رساند، مسلماً هر پیرو عاقلی سر از پیروی آن دین برخواهد تافت. عمده‌ترین علت فسخ ادیان منسوخ و افول مکاتب و مذاهب شکست خورده را باید در همین عامل جست‌وجو کرد و راز پویایی، ماندگاری، بالندگی و شکوه اسلام و تمدن اسلامی را بعد از هزار سال باید در همان حقیقت «کامل و بی‌نقص بودن دین» ارزیابی کرد. به علت اهمیت موضوع در گریز دادن مردم از دین است که دشمنان و مخالفان دین به شکل‌ها و روش‌های گوناگون سعی در القای شبهۀ کامل و جواب‌گو نبودن دین دارند. گرایش جوانان به فرهنگ غرب دین‌گریزی و گرایش جوانان به فرهنگ غرب، همواره دغدغه‌هایی را برای رهبران دینی، دین‌داران و خانواده‌های متدیّن به وجود آورده و تهدیدی برای نسل جوان محسوب می‌شود. این پدیده در سده‌های اخیر، به ویژه در قرن بیستم، بخش عظیمی از جهان را فرا گرفت و حتی موجب به وجود آمدن مکاتب فلسفی الحادی و ایدئولوژی‌های دین‌ستیز یا دین‌گریز گردید. اما چرا انسان که ذاتاً مشتاق دین است و فطرت او با درون‌مایه‌های دین پیوند تکوینی دارد، به دین‌گریزی روی می‌آورد و چرا دین‌گریزی در نسل جوان، نمود بیش‌تری دارد؟ در پاسخ باید گفت: در دین الهی هیچ عنصر گریزاننده وجود ندارد، اگر انسان‌ها به دریافت معارف دینی و درک صحیح از دین حق نایل آیند، هرگز از دین نمی‌گریزند. افزون بر این، عقل و عشق ـ هر دو ـ در متن دین جای دارند؛ دین هم ذهن و خرد انسان را تغذیه می‌کند و هم به دل آدمی حیات، حرکت و نشاط می‌بخشد. بنابراین، علت دین‌گریزی را باید در خارج از قلمرو دین حق و آموزه‌های دینی جست‌وجو کرد. هر فردی با مراجعه به زندگی جوانان و مطالعۀ رفتارهای اجتماعی آن‌ها، این مسئله را به صورت ملموس درخواهد یافت که در سال‌های اخیر، به خصوص پس از پایان هشت سال دفاع مقدّس، گرایش به فرهنگ بیگانه و فرهنگ غربی در بین جوانان، رشد صعودی یافته است و گروه‌هایی از جوانان به علل گوناگون از دین و فرهنگ حالت گریز پیدا کرده‌اند، به گونه‌ای که وقتی در بین برخی از آن‌ها از دین و فرهنگ خودی سخن به میان می‌آید، به صورت علنی بی‌میلی و بی‌علاقگی خود را به دین اظهار می‌کنند. البته باید اذعان کرد که این انکار و زدگی از دین به خاطر خود دین نیست، بلکه علل این مسئله بیش‌تر به رفتارهای دین‌داران و مدعیان دین برمی‌گردد. بخش عمدۀ این رفتارهای انکارگونۀ جوانان و گرایش‌های آنان به فرهنگ بیگانه به خاطر تبلیغات کاذب و دروغین دربارۀ دین و القای شبهه در بین جوانان می‌باشد و چون جوانان برای این سؤالات و شبهات، پاسخ قانع‌کننده‌ای نمی‌یابند، از دین‌گریزان شده، به فرهنگ بیگانه و غربی گرایش پیدا می‌کنند. البته با وجود همۀ این شبهات و تبلیغات، همواره و در همه حال بارقه‌ای از دین،  غیرت و حمیّت دینی در روح و روان جوانان موج می‌زند؛ بارقۀ امیدی که سرانجام بسیاری از جوانان را از غوطه‌ور شدن در فرهنگ مبتذل غربی و بیگانه باز می‌دارد و آنان را به آغوش پرمحبت دین باز ‌می‌گرداند.

دوستی با اهل بیت (ع)

محبت اهل‌بیت(ع) یکی از راه‌کارهای مهم و برنامه‌های مفید برای تقویت باورهای دینی جوانان، ایجاد محبت اهل‌بیت(علیهم السلام) در دل آن‌ها و گره زدن اندیشه، عاطفه و محبت آنان با این خاندان پاک و نمونه است. عواطف پاک و مقدس نسبت به معصومین و خاندان پیامبر(ص) عامل ثبات قدم بیش‌تر در راه دین‌داری می‌باشد و عشق و محبت به آن‌ها، تا حد زیادی بیمه کنندۀ افراد در برابر گناه و فساد است، به شرط آن‌که، این محبت و دوستی، عمیق، ریشه‌دار و از روی بصیرت و معرفت باشد و با روشن‌گری و هدایت صحیح، انسان را در مسیر عمل قرار دهد. بهره‌گیری از محبت و ایجاد جاذبه و کشش قلبی، اهرمی قوی است و انگیزه‌های ماندگارتری ایجاد می‌کند. قرآن کریم روی این رابطه تأکید دارد و «مودّت اهل‌بیت» را اجر رسالت پیامبر(ص) معرفی می‌کند: «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی؛ بگو: من بر انجام رسالت، از شما مزدی نمی‌خواهم، مگر دوستی و محبت دربارۀ نزدیکان و خویشاوندانمبالاترین محبت، محبتی می‌باشد که خداوند بلند مرتبه به آن سفارش کرده است. در روایات متعددی نیز به محبت و مودّت اهل‌بیت و خاندان پیامبر تأکید شده است و برای آنان که در پی مهرورزی، دل باختن،  محبوب‌ گزیدن و دوست داشتن‌اند، اهل‌بیت پیامبر(ص)، بهترین و برترین محبوب و معشوق‌اند و عشق به این خاندان، ارزنده‌ترین و ماندگارترین عشق‌هاست. به قول شاعر صاحب‌دل شیراز: سعدی، اگر عاشقی کنی و جوانی   عشق محمد بس است و آل محمد

این پیوند درونی، بیمه کنندۀ دوست‌داران اهل‌بیت در مقابل انحراف‌ها و لغزش‌ها و هدایت‌گر امت به سرچشمۀ زلال دین است، رسول خدا(ص) سفارش نموده‌اند که مردم را دوست‌دار اهل‌بیت بار آورید و بر مبنای این محبت، تربیت کنید و فرموده‌اند: «فرزندانتان را با محبت من و محبت خاندان من و محبت قرآن، تربیت و تأدیب کنید.» امام صادق(ع) نیز فرموده است: «خدا رحمت کند کسی را که ما را محبوب مردم سازد و ما را در نظر مردم مبغوض و منفور نسازد.» ولّای شما فرض خدایی است   قبول و ردّ آن مرز جدایی است هر آن‌کس را که در دین رسول است   ولایت، مهر و امضای قبول است دیانت بی‌شما کامل نگردد   به جز با عشقتان دل، دل نگردد. امام باقر(ع) فرموده‌اند: «اگر به شرق یا غرب بروید، آن‌چه به صورت واقعی و درست است، در نزد ما اهل‌بیت(علیهم السلام) است و آن‌چه ناب، درست و صحیح است، اسلام می‌باشد که به وسیلۀ ائمه(ع) و یا تببین آن بزرگواران به ما رسیده است.»



نوع مطلب : آموزشی  مذهبی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
پاتوق persianvo
سه شنبه 6 آبان 1393 11:45 ق.ظ
سلام دوست خوبم
من هم مثل شما یه وبلاگنویسم و به این کار علاقه دارم.
ازت دعوت میکنم به وبلاگم یه سری بزنی. وبلاگ من خبریه. ممنون میشم با نظراتت خوشحالم کنی. منتظرت هستم
بابت وبلاگت هم بهت تبریک میگم
موفق باشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


تحلیل آمار سایت و وبلاگ