تبلیغات
اتاق فکر think tank - معمای عاشورا از نگاه دکتر شهیدی
انرژی شگفت آور خرد جمعی

معمای عاشورا از نگاه دکتر شهیدی

تاریخ:دوشنبه 12 آبان 1393-02:43 ب.ظ

معمای عاشورا
دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب پس از پنجاه سال ، برای نخستین بار سوالاتی، راجع به آن حادثه یعنی قیام امام حسین (ع) مطرح نمود كه برای جوانان مسلمان تازگی داشت. سوالاتی تامل‌برانگیز بود و پاسخی كه استاد ارائه می‌داد، الهام‌بخش . سئوالاتی از قبیل اینکه  «چه شد اجتماع مسلمان آن روز در مقابل این حادثه تا آن حد خونسردی و بی‌اعتنایی نشان داد؟ حسین و یاران او چه جرمی مرتكب شده بودند كه فقه مسلمانی كیفر آن را قتل می‌دانست؟» (پس از پنجاه سال، ص 15)
«در كوفه هنوز عده‌ای از صحابه پیغمبر می‌زیستند... این‌ها می‌توانستند با همكاری گروه بزرگی از تابعین و سران شهر، حاكم كوفه را مجبور كنند تا راه دیگری جز آن چه در پیش گرفت، اختیار كند ولی چنین نكردند، چرا؟» (پس از پنجاه سال، ص 16)«در سال شصت و یكم، عده‌ای از یاران پیغمبر در شم به سر می‌بردند و بعضی از آن‌ها در نزد یزید مقامی والا داشتند. چرا در این حوزه مسلمانی هیچ گونه اقدامی برای مخالفت با این فاجعه به عمل نیامد؟» (پس از پنجاه سال، ص 16)اساسا طرح جدی این سوال كه «چه شد كه حسین، فرزند رسول خدا و بزرگمرد جهان اسلام، به دست مسلمانان كشته شد؟» خود سوالی تازه و بدیع بود؛ اما نگاه مرسوم و معمولی به حادثه عاشورا كه صرفا از بعد عاطفی به جریان كربلا می‌نگریست برای یافتن پاسخ این سوال ناتوان بود؛ به همین خاطر دكتر شهیدی از نگاه تاریخی مدد جست و البته به روایت تاریخ اكتفا نكرد و در سال 60 و 61 هجری متوقف نماند؛ بلكه به وقوع پیوست و در نهایت منجر به حادثه عاشورا شد، همت گمارد. از همین روست كه می‌توان ادعا كرد دكتر شهیدی از یك سو با طرح چنین سوالی و از سوی دیگر با انتخاب چنین شیوه‌ای برای پاسخ‌گوی، مرحله‌ای تازه را در نگرش به عاشورا فراهم ساخته است.

مسیر فاجعه
كتاب پس از پنجاه سال، كتابی تلخ است كه شاید تلخی آن به خاطر صداقت نویسنده در روایت تاریخی تلخ باشد. نویسنده تلاش نمود تا با مرور بر آنچه در این پنجاه سال بر جامعه مسلمانان گذشته است، چرایی حادثه عاشورا را بازگو نماید: «دستاویز قرار دادن سنتی برای محو سنت دیگر، به گناه رنگ دین دادن، تبعیض در اجرای احكام الهی، از بین بردن اصل مساوات اسلامی، سبقت در اسلام را بهانه امتیازطلبی قرار دادن، فخر فروشی درباره اصل و نسب، تغییر ارزش‌ها، ارتجاع جاهلی، حاكمیت جریان نفاق، برتری فروشی نژادی، پناه بردن به مسائل كلامی برای فرار از زیر بار مسئولیت، بی‌اعتنایی به عدالت، فراموشی برادری اسلامی، گرمتر و گرمتر شدن بازار حقیقت‌پوشی و دین فروشی و ...»
آری به این ترتیب هیچ چیز، غیر طبیعی رخ نداد. مسیری كه جامعه مسلمین انتخاب كرده بود، اگر جز به كربلا ختم می‌شد موجب تعجب بود. از میان آنچه بر مسلمانان گذشت تنها به برخی موارد اشاره می‌كنیم كه دكتر شهیدی در كتاب خویش نقش آن‌ها را در انحراف و سقوط برجسته‌تر می بیند.



بیست و پنج سال كافی بود
از همان آغاز كه سقیفه برپا شد و خلافت رسول خدا از موضع خود خارج شد، عدالت رو به فراموشی نهاد و البته در همان حد متوقف نماند و آرام آرام بی‌عدالتی به دیگر شئون زندگی مسلمین نیز راه یافت. در اجرای احكام خدا تبعیض را مجاز شناختند، در بهره‌مندی از بیت‌المال مسلمین، اصل مساوات اسلامی را نادیده انگاشتند و به تدریج كرامت انسان‌ها را فراموش كردند و عرب را بر غیر عرب، قریش را بر غیر قریش و بنی‌امیه را بر سایر تیره برتری دادند.
گام‌ها رو به عدالت نبود و هرچه زمان می‌گذشت مسلمانان از عدالت موجود، فاصله بیشتری می‌گرفتند و عدالت كه فرو ریخت، تقوا نیز بر جای ماند. برادری نیز فراموش گردید، مال و مقام اصالت یافت، برابری به سخره گرفته شد، فخرفروشی، تجمل و اشرافیت عادی شد و حقوق انسان‌ها انگار گردید، سنت رسول خدا از رونق افتاد و بار دیگر ارزش‌های جاهلی رواج یافت: «چون پیغمبر از جهان رفت و ابوبكر اعلام داشت رییس مسلمانان باید از فریش باشد و همین كه در بودجه‌بندی، عمر پرداخت رقم بالاتر را به این طبقه مخصوص گردانید و همین كه مال فراوانی زیر دست و پای آنان ریخته شد، اشرافیت معنوی با اشرافیت مادی در هم آمیخت و رفته رفته اصل مساوات اسلامی از میان رفت تا آنجا كه در پایان خلافت عثمان، قریش، نه تنها از جهت تصدی مقامات مهم دولتی بر غیر قریش برتری یافت، بلكه مقدمات برتر شمردن عنصر عرب از دیگر نژادهایی كه مسلمانی را پذیرفته بودند فراهم گردید. در دوره معاویه این برتری فروشی آشكار گردید... با اعتراف به برتری نژادی عرب از غیر عرب، اصل دیگری از اصول مسلمانی نادیده انگاشته شده و اجتماع اسلامی كه بر پایه مساوات استوار بود به دور پیش از اسلام كه در آن نسب بیش از هر عامل دیگر به حساب می‌آید، نزدیك‌‌تر گردید.» (پس از پنجاه سال، ص 51)
اگر به جزئی از بی‌عدالتی رضایت دادیم و آن را رسمیت بخشیدیم، دیگر نمی‌توان به توقف آن در همان حد امید بست. بی‌عدالتی به سرعت سرایت می‌كند و بافت‌های به هم تنیده جامعه را یكی پس از دیگری آلوده می‌سازد و این قانون اجتماع است. هیچ چیز همچون بی‌عدالتی، بی‌عدالتی را توجیه نمی‌كند. ظلم‌پیشگان در كمین‌اند كه از جزئی‌ترین بی‌عدالتی، بهانه‌ای بسازند تا قید و بند عدالت را از پای تمایلات خویش بردارند. استثناء بر عدالت تا آن حد فزونی یافت كه عدالت، خود خلاف اصل گردید. مسلمانان سال‌ها پیش، قبل از عاشورا، عدالت را سر بریدند.اشرافیت، میوه تلخ بی‌عدالتی، تازیانه‌ای بود كه روح محرومان و پابرهنگان را می‌آزرد. عروس دنیای تجمل، به تمام قد خود را به رخ می‌كشید. دنیا طلبان برای تصاحب، به رقابت برخاستند، سكه سكه بر زرهای خود افزودند و برای فقیران سهمی جز حسرت باقی نگذاردند. قبله مسلمانان یكبار دیگر عوض شد و به زودی خدا ناآشناترین نام برای آن‌ها شد.
«در خلافت عمر با فتح ایران و مصر و متصرفات امپراتوری روم، ناگهان درآمد مسلمانان افزایش یافت... پیدا شدن این ثروت، عمر را به فكر انداخت كه چه كند... سرانجام با مشورت صحابه، نوعی بودجه‌بندی به وجود آورد. نام هر یك از مسلمانان را در دفتری ثبت كردند و با رعایت سبقت وی در اسلام و با نزدیكی او به پیغمبر برای او مقرری نوشتند.
دیری نگذشت كه تنی چند از بزرگان صحابه با همین درآمد به تجارت و مضاربه پرداختند و از این راه ثروتی سرشار اندوختند. به موازات این درآمد، از غنیمت‌های جنگی هم كه پیاپی افزایش می‌یافت، نصیب بیشتری به آنان می‌رسید. نتیجه آن شد كه طبقه‌ای تازه در اسلام پدید گشت كه اشرافیت معنوی و مادی را با هم درآمیخت. عمر تا آنجا كه می‌توانست كوشید تا نگذارد این دسته به خرید خانه و مزرعه بپردازند؛ چرا كه می‌ترسید به مال اندوزی عادت كنند و فاسد گردند... عمر می‌كوشید این دسته را در مدینه نگاه دارد، علاوه بر آن مراقب بود بزرگان این طایفه، شغل‌های مهم را به عهده نگیرند... عمر هرگاه می‌خواست حاكمی را به شهری بفرستد، نخست می‌گفت تا دارایی او را صورت می‌گرفتند و پس از مدتی به حساب او رسیدگی می‌شد.
...
سیاست خشن مالی كه عمر پیش گرفت بر قریش ناگوار آمد و سرانجام خلیفه در توطئه‌ای كه ظاهرا چند تن از سران این طایفه ترتیب دادند، كشته شد... همین كه عمر كشده شد، بار سنگینی از دوش اشراف مال‌اندوز برخاست، آسودگی خاطر آنان وقتی به كمال رسید كه پس از عمر، عثمان زمامدار مسلمانان گشت. سیاست مالی عثمان، قریش و جز قریش را بر دست‌اندازی به مال مسلمانان گستاخ كرد...
به روایت ابن سعد، به زبیر بن عوام ششصد هزار درهم و به طلحه دویست هزار درهم بخشید و مروان به حكم را ششصد هزا دینار داد. ابن سعد نوشته است هنگامی كه زبیر مرد، خانه‌ها و سرزمین‌ها در مصر و اسكندریه و كوفه و بصره به جای گذارد. تركه زبیر چهل میلیون و از آن طلحه سی میلیون [دینار] بود.» (پس از پنجاه سال، صص 54 ـ 56)
دكتر شهیدی به نمونه‌های دیگری از جلوه‌های دنیاگرایی در میان بزرگان صحابه اشاره می‌كند كه همگی از ایجاد شكافی عظیم میان مسلمانان و پدید آمدن طبقه‌ای خاص از اشراف حكایت دارد. آنچه دنیاگرایی را در میان مسلمانان دامن می‌زد و شدت می‌بخشید این بود كه صحابه اشرافی، به واسطه سابقه و مصاحبت با رسول خدا از شرافت معنوی نیز برخوردار بودند. دكتر شهیدی در میان عواملی كه انحراف مسلمین را زمینه‌ساز شدند، سهم دنیاگرایی را بیش از سایرین می‌داند.
«در مدت نیم قرن، عامل‌های چندی در سقوط جامعه اسلامی موثر بود، اما هیچ یك از آن‌ها در شدت اثر به پایه این عامل ـ رغبت به مال اندوزی ـ نمی‌رسد.» (پس از پنجاه سال، ص 61)
علی(ع) آن گاه كه به خلافت رسید، وارث آن همه اشتباه بود كه گذشتگان او مرتكب شده بودند. از سال دهم هجرت كه رسول خدا از دنیا رخت بربست تا سال سی و پنجم، بیست و پنج سال فاصله است و این مدت برای تغییر روحیه‌ها و رویه‌ها اصلا زمان اندكی نیست. نهج‌البلاغه گواه است بر مشكلات علی(ع)، آن گاه كه او در قامت خطبه‌ها و نامه‌های خود، مردم را از دنیاگرایی برحذر می‌دارد و فرمانداران خویش را به خاطر عدول از سیره نبوی، مورد مذمت قرار می‌دهد.
علی (علیه السلام) برای احیای سنت پیامبر مجبور شد به روی كسانی شمشیر بكشد كه دیروز در جنگ با كفار همگام و همپای او بودند. دشمنان علی این بار گرچه به نام خدا اما به خاطر دنیا می‌جنگیدند. دشمنی با علی از آن رو بود كه اجازه نمی‌داد میان سخن و عمل او فاصله‌ای ایجاد شود. او گذشته را از یاد نبرده بود. می‌دانست كه در فاصله سخن و عمل است كه اشراف سر برمی‌آورند و حقوق محرومان و پابرهنگان لگدمال می‌شود.«می‌توان گفت هیچ سالی برای انتخاب علی برای زمامداری، نامتناسب‌تر از سال سی و پنجم هجرت نبود. مدت یك ربع قرن از عصر پیغمبر می‌گذشت. در این مدت، بسیاری از سنت‌ وی به هم خورده بود، صراحت دین جای خود را به سیاست سازش داده بود و علی با سیاست‌ سازش كارانه میانه‌ای نداشت.» (پس از پنجاه سال، ص 90)بسیاری از اصحاب پیغمبر را می‌شناسیم كه در جنگ‌های اسلام جان خود را بر كف نهادند و برای رضای خدا به پیشواز دشمن رفتند. بسیاری از آنان را می‌شناسیم كه در مصرف بیت‌المال دقت به كار می‌بردند اما همین كه سایه محمد از سر آنان كم شد، همین كه سادگی و بساطت عصر او و چند سال پس از او از میان رفت، همین كه درآمدهای سرشار از كشورهای فتح شده نصیب آنان گردید، دیگر حاضر نشدند آسایش خود را به هم بزنند... منطقی دیگر برای توجیه كار خود به كار بردند تا روزی كه درخت بدعت ستبر شد و شاخه‌های بسیار برآورد. شاید آنان در آغاز راضی نبودند كار به این جا بكشد ولی چنین پایانی حتمی بود، زیرا اگر جزئی بی‌عدالتی در اجتماعی پدید آمد و فوری برطرف نگردید، بی‌عدالتی‌های دیگر را یكی پس از دیگری به دنبال خواهد داشت.» (پس از پنجاه سال، ص 58)
فرار از خدا به بهانه خدا
دكتر شهیدی در معرفی عواملی كه انحراف جامعه اسلامی را سرعت بخشید، به رواج مباحث كلامی اشاره می‌كند كه بسیاری به آن توسل می‌جستند تا با تاویل كلام خدا از زیر بار مسئولیت شانه خالی كند، كاهلی خویش در انجام وظایف دینی را موجه جلوه دهند و خطاهای خود را به آیات خدا و سخنان پیامبر اكبر منتسب سازند. ارزش‌ها را مقابل یكدیگر نهادند، برخی را بهانه برای فرار از برخی دیگر قرار دادند. آیات خدا را تكه پاره كردند، آن‌ها را كه گریبانگیرشان بود، یكی پس از دیگری از صراحت انداختند تا فضا را غبارآلود كنند تا در پناه ابهام، آنچه می‌خواهند، انجام دهند تا هیچ چیز را غیر دینی تلقی نكنند، بلكه همه چیز را دینی جلوه دهند.
«هواخواه هر فرقه یا هر نحله و یا هر پیشوا یا طرفداران هر نوع تفكر علمی یا سیاسی، كوشیدند تا برای اثبات درسیتی نظر خود از ظاهر معنی آیه قرآن پشتوانه‌ای دست و پا كنند.» (پس از پنجاه سال، ص 66)«هر تاویلی به تاویل دیگر می‌كشد و هر گریزگاهی به گریزگاه دیگر منتهی می‌گردد تا آنجا كه دیگر بین آنچه بوده و آنچه هست فاصله‌ای عمیق پدید می‌آید. كار افراط در تاویل تا به آنجا كشید كه كشنده فرزندان پیغمبر هم برای توجیه كردار زشت خود به آیه قرآن متوسل می‌شد و كشته شدن حسین را نتیجه كرداری وی و تقدیر خدا می‌شمرد.»‌ (پس از پنجاه سال، ص 67)
چاره كار جز به قیام نبود
زمان می‌گذشت و با گذشت زمان مردم از تربیت اسلامی آنچنان كه خواست پیامبر بود، دور می‌شدند. در غیاب سنت نبوی، بار دیگر عادات جاهلی سر برآورد و ارزش‌های پیشین رونق گرفت و مبنای رفتارها و قضاوت‌های مردم شد و اگر در این میان كسی همچون ابوذر، به اقامه امر به معروف و نهی از منكر همت می‌گمارد و به مبارزه با بدعت دعوت می‌نمود، طرد و نفی می‌شد.
بسیاری از مسلمانان از اساس، مسلمانی را آن گونه كه باید، نیاموخته‌ بودند، چرا كه شیوه پیامبر را شاهد نبودند و آن‌ها هم كه برجای پیامبر می‌نشستند، در شیوه و سیره، آینه‌دار صادق رسول خدا نبودند و آن دسته از مسلمانان كه به روش پیامبر آشنا بودند، برخی در كار كتمام و حقیقت‌پوشی بودند و برخی نیز با جعل و تاویل و تفسیر خودساخته به حقیقت فروشی می‌پرداختند. در این كار تا بدان جا پیش رفتند كه امر بر خود آنان نیز مشتبه و وجدان‌شان آسوده می‌شد،  اما آنچه متوقف نمی‌شد، انحراف از سنت رسول خدا بود.
«اكثریت قریب به اتفاق نسل مسلمان كه آن روز در شبه جزیره عربستان زندگی می‌كرد، در پایان خلافت عمر متولد و در عصر عثمان پرورش یافته و در آغاز حكومت معاویه وارد اجتماع شده بودند. پنجاه ساله‌های این نسل پیغمبر را ندیده بودند. شصت ساله‌ها هنگام مرگ وی ده ساله بودند.» (پس از پنجاه سال، ص 107)«آنان كه سال عمرشان بین بیست و پنج بود، آنچه از نظام اسلامی شعبه، سعد بن عاص، ولید، عمر بن سعد و دیگر اشراف زاده‌های قریش اداره می‌كردند، مردمانی فاسق، ستمكار، مال‌اندوز، تجمل دوست و از همه بدتر نژادپرست. این نسل تا خود و محیط خود را نشناخته بود، حاكمان بی رحمی بر خود می‌دید كه هر مخالفی را می‌كشت یا به زندان می‌افكند، اعتراض كننده را گرفتن، تبعید كردن، به زندان افكندن و كشتن، برای آنان پیش افتاده و سیرتی رایج بود كه نظام جاری مملكت بر آن صحه می‌گذاشت.» (پس از پنجاه سال، ص 108)«هر اندازه مردم از دوره محمد (ص) و اصحاب پرهیزكار او دور می‌شدند درك حقیقت دین برای آنان مشكل می‌شد و به هر نسبت كه از فهم معنی دین بی‌بهره می‌ماندند، روح تقوا در دل آنان می‌مرد و با عفاف و پارسایی وداع می‌گفتند.» (پس از پنجاه سال، ص 60)دكتر شهیدی در كتاب پس از پنجاه سال به فراموشی فریضه امر به معروف و نهی از منكر و فراگیری روح بی‌تفاوتی و بی‌اعتنایی در برابر ظلم اشاره می‌كند و وقوع این امر را البته باید طبیعی دانست.
وقتی جامعه از كتاب خدا و سنت رسول اكرم فاصله می‌گیرد، وقتی معیارها دگرگون می‌گردد و جایگاه معروف و منكر عوض می‌شود، وقتی قبح ریا و خدعه و نیرنگ فرو می‌ریزد و انسان‌ها به ظاهر بسنده می‌كند، آنگاه ظلم، قاعده رایج می‌شود و فریاد برای عدالت تحمل‌ناپذیر می‌گردد، بازار عافیت‌طلبی رونق می‌گیرد، حتی بسیاری از آگاهان نیز سر در گریبان فرو می‌برند تا ظلم را نبینند تا تكلیف را كتمان كنند تا خیال خویش آسوده دارند، اما واقعیت تغییر نمی‌كند. توقع ظلم گاه آن قدر اندك است كه برای همراهی با آن، سكوت نیز كفایت می‌كند.«دور افتادگی از دین و احكام اسلام و گرویدن به سنت‌های منسوخ شده دیرین برای مردمی كه اجتماع نیم قرن پس از محمد را تشكیل می‌دادند طبیعی  بود. در اجتماعی كه دین و تقوا بر آن حكومت نداشته باشد، پیدایش و شیوع هر منكر، چندان غیر عادی به نظر نمی‌رسد.» (پس از پنجاه سال، ص 62)
«در بیست سال آخر این پنجاه سال، دیگر سخن در این نبود كه زمامدار باید چه كند؟ عادل باشد یا نه؟ اگر بر خلاف عدالت رفت باید بدو هشدار داد یا نه؟ آنچه در این سا‌ل‌ها مهم می‌نمود، این كه چه باید كرد تا زمامدار را راضی نگاه داشت.» (پس از پنجاه سال، ص 32)
زمان گذشت و پس از پنجاه سال، كار مسلمانان به آن جا رسید كه یزید بر جایگاه پیامبر خدا تكیه زد. هر آنچه رخ داد بر اساس اختیار و خواست مسلمانان بود. آن‌ها مسیری را انتخاب كرده بودند كه در نهایت به یزید ختم شده بود. یزید بر مسند پیامر نشست تا یك بار دیگر این آیه قرآن تفسیر شود كه «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم»، خداوند احوال هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد، جز متناسب با آنچه كه آن‌ها بری خود رقم می‌زنند.
جامعه مسلمین، همان كه رسول خدا خود آن را تاسیس كرده بود و بر آن حاكمیت داشت پس از پنجاه سال این چنین دچار انحراف و سقوط شد و این واقعیت حكایت‌گر آن است كه خداوند به سعادت و سلامت هیچ قومی متعهد نیست مگر آن كه آنان خود طریق هدایت را انتخاب نمایند و بر پیمودن راه هدایت استقامت ورزند كه البته اگر چنین شد خداوند از نصرت خود دریغ نمی‌ورزد.
دنیاطلبی و اشرافیت، بی‌عدالتی و تبعیض، فراموشی برادری دینی، فخر فروشی به اصل و نسب، نژاد پرستی و زیر پا نهادن احكام خدا همگی به یكباره در قامت یزید تجسم یافت. آری به این ترتیب هیچ چیز، غیر طبیعی رخ نداد. هر آنچه گذشت، بر اساس اختیار و خواست مسلمانان بود.«بیش از چهل سال از مرگ پیغمبر نگذشته بود كه رسم دیگری از رسم‌ها جاهلیت زنده گردید. چنان كه در نظام قبیله رسم است، هرگاه شیخ بمیرد، فرزند ارشد او جای وی را می‌گیرد، معاویه درصدد برآمد این رسم را زنده كند.» (پس از پنجاه سال، ص 84)
از زندگی یزید آنچه می‌دانم این است كه تربیتی درست نداشت. روزی معاویه از مادرش شنید كه می‌گوید: پوشیدن عبا و زندگی در خیمه را بیشتر از ماندن در كاخ و جامه حریر بر تن كردن دوست می‌دارم، او را با فرزند وی به قبیله‌اش فرستاد. یزید در آن جا تربیتی بیابانی یافت، نه درسی خواند نه كمالی اندوخت و چون میان صحرانشینان پرورش یافته بود، گفتاری روان داشت و شعری نیك می‌سرود... تنها هنری كه آموخته بود همین شعر گفتن اوست به حكم زندگی چادرنشینی، اسب سواری و شمشیركشی را نیز چنان كه نوشته‌اند، می‌دانست. اما آنچه نمی‌دانست، آیین مسلمانی و فقه اسلامی بود... آماده بودن وسایل زندگی آرام، شكار و شراب و سگ‌بازی، از او موجودی عیاش، هوس‌باز و بی‌بند و بار ساخته بود.» (پس از پنجاه سال، صص 87 ـ 88)
كار مسلمانان به آن جا رسید كه چاره كار جز به قیام نبود و سرانجام امام حسین (علیه السلام) قیام نمود. از خواسته‌های او می‌توان دریافت كه جامعه مسلمانان در آن روزگار گرفتار چه واقعیت‌های تلخی بود.حسین (علیه السلام) خواهان زنده شدن سنت و میراندن بدعت بود. همان سنتی كه سال‌ها فراموش شده بود و همان بدعتی كه همگان به آن خو گرفته بودند.او خود مردم آن روزگار را چنین توصیف نموده بود، مردم بندگان دنیایند، دین را تا بدانجا خواهانند كه كار دنیا را با آن به سامان رسانند و آن گاه كه روز امتحان فرا رسد، تنها اندكی از آنان دل در گروه دین دارند.حسین را سرانجام روز عاشورا در كربلا به شهادت رساندند. اما حقیقت ن است كه آن‌ها از همان روز كه اساس ظلم را بنیان نهادند، در كار كشتن حسین بوده‌اند.«حسین همچون پدرش مرد دین بود، نه مرد سیاست سازشكارانه و دین را همان می‌دانست كه جدش از نخستین روزهای دعوت خود اعلام كرد، اجرای عدالت با گرفتن حقوق ضعیفان از متجاوزان. در حالی كه در سراسر قلمرو اسلامی آن روزگار، نشانی از این عدالت دیده نمی‌شد، تشریفاتی كه به نام دین در مسجدهای مكه و مدینه و دمشق و كوفه و بصره انجام می‌گرفت، چندان بهتر از مراسمی نبود كه عرب پیش از بعثت محمد در مسجدالحرام در كنار خانه كعبه انجام می‌داد. تشریفاتی بی‌روح برای مردم‌فریبی یا خود را فریفتن.او در قیام خود خدا را می‌خواست؛ پس از خدا مردم را. او می‌دید آنچه خدای اسلام به نام عبادت بر مسلمانان واجب ساخته، به خاطر آن است كه آنان را مسلمانانی پاك‌دل، پاك‌اعتقاد و مسلمان دوست بار آورد تا آنچه را كه روح اسلام خواهان آن است تحقق یابد.از نظر او دین در نماز جمعه و خطبه آن كه تمام كوشش خطیب صرف می‌شود تا جمله‌ها با سجع و قافیه ادا گردد خلاصه نمی‌گشت. او دین را سنت خدا می‌دانست كه باید در اجتماع مردم جاری باشد. سنتی كه در آن مردم با یكدیگر برابرند و هیچ نژاد بر نژاد دیگری برتری ندارد...» (پس از پنجاه سال، ص 117)دكتر شهیدی در این كتاب از حقیقتی سخن می‌گوید كه هرگز با گذشت زمان غبار كهنگی بر آن نمی‌نشیند. حقیقتی كه مسلمانان همواره به یادآوری آن نیازمندند:«اگر جزئی بی‌عدالتی در اجتماعی پدید آمد و فوری برطرف نگردید، بی‌عدالتی‌هی دیگر را یكی پس از دیگری به دنبال خواهد داشت.» (پس از پنجاه سال، ص 85)جامعه اسلامی همواره به كتاب پس از پنجاه سال محتاج است به خاطر هشداری كه در آن نهفته است. هشداری خلاصه در این سوال كه: «وقتی اصلی در اجتماعی به هم خورد، چه كسی ضمانت می‌كند كه نسل‌های بعد، اصل‌های دیگر را به نفع خود به هم نزنند؟» (پس از پنجاه سال، ص 32)



نوع مطلب : آموزشی  مذهبی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Dani
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:58 ق.ظ
Just desire to say your article is as amazing. The clearness
to your put up is simply excellent and that i could suppose you're knowledgeable in this subject.

Well with your permission allow me to grasp your RSS feed to keep up to date
with forthcoming post. Thank you a million and please continue the rewarding work.
علی همتی
سه شنبه 13 آبان 1393 01:17 ب.ظ
سلام
خدا لعنتشون کنه.اینا میخواستن بکشن چرا روی اجساد اسب دوانی کردن چرا سم اسب ها را چند روز پیش عوض کردن و نوشون کردن.چرا آب ندادن چرا طفل کشتن چراااااا.اینا عقده داشتن اونم عقده از حضرت علی.غریب بودن حسین از غریبی حضرت علی به ارث رسیده....


یه خواهش کوچولو دارم میخواستم سایت ما را با عنوان دانلود مقاله لینک کنی.سایت ما از یه گروه چند نفری تشکلی شده که قراره صد ها هزار مقاله و پایان نامه و جزوه و ... خلاصه هر فایل متنی در صد شاخه و زیر شاخه قرار بده .از شما دعوت میکنم که بیایید و از مطالب ما استفاده کنید.اگر فایل متنی که نیاز دارید در سایت موجود نبود میتونید بهمون اطلاع بدید تا گروه پشتیبانی پیگیری کنن و براتون قرار بدن.
لینک کردن فراموش نشه ها ..منتظرم

در ضمن اگر خودت یا دوست ها و همکارات هر نوع فایل متنی که نمونه رایگانش تو فضای نت نیست مثل مقاله و تحقیق و پایان نامه و پروژه خلاصه هر چیزی که رایگانش تو نت نباشه میتونید با هماهنگی قبلی اون فایل یا فایل ها را برای فروش در سایت ما قرار بدید.هر روز بیش از 30 مقاله قرار داده میشه.
بازم میگم اومدنت خیلی برام مهمه و از اون مهم تر لینک کردنت هستش.

عنوان دانلود مقاله

http://file4u.ir/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87.shtml
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


تحلیل آمار سایت و وبلاگ