تبلیغات
اتاق فکر think tank - پیامبر اسلام (ص) مدیری الهی و آسمانی
انرژی شگفت آور خرد جمعی

پیامبر اسلام (ص) مدیری الهی و آسمانی

تاریخ:جمعه 3 بهمن 1393-11:12 ب.ظ

رسول الله با تبیین این که جامعه ی مسلمان ،همان جامعه ی توحیدی است ،چشم انداز جامعه ی عرب را ترسیم کرد .  از نگاه اسلام،در جامعه ی توحیدی ، زندگی اجتماعی و روابط افراد یک جامعه و وظایف یک شهروند در قبال مردم و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند، دارای اصول و ضوابطی است که هر فرد مسلمان در مناسبات و رفتارهای اجتماعی ملزم به رعایت آنها است.از جمله پایمال نکردن حقوق مردم (حق الناس) و احترام به حقوق شهروندان.پیامبر (ص) تاکید می کند که «مَنْ‏ ضَیعَ‏ حَقَ‏ جَارِهِ‏ فَلَیسَ مِنَّا»اگر کسی حقوق همسایگانش را رعایت نکند در جامعه ی توحیدی جایگاهی ندارد .همچنین در روایتی دیگر از پیامبر (ص) می خوانیم که هرکس همسایه اش را مورد اذیت و آزار قرار دهد ،بویی از بهشت نخواهد برد .

احساس مسئولیت نسبت به همنوعان و کمک رسانی به آنان، به هنگام بروز بلاهای طبیعی و غیر طبیعی نیز از دیگروظایف است .طبق آموزه‌های اسلامی یک شهروند در جامعه‌ی اسلامی باید نسبت به حل مشکلات سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و ...  کوشا باشد و نباید از کنار بلایای طبیعی همچون حوادث غیر مترقّبه و بلایای اخلاقی و ناهنجاری‌های اجتماعی، بی‌تفاوت گذر کند.

رعایت اخلاق اسلامی در تعاملات اجتماعی که از آن جمله‌اند: داشتن حُسن خلق و رویی گشاده، تواضع و فروتنی، حلم و بردباری و مدارا کردن با مردم و شهروندان از دیگر وظایف هر فردی است که در جامعه ی توحیدی زندگی می کند .

نقش پیامبر (ص) نسبت به اعراب در آن زمان نقشی بود  که امروزه به (Professions helping )   حرفه های یاورانه معروف است . نمونه ی بارز این نقش را می توان در نوع عملکرد یک مادر نسبت به فرزندش  دید . پیامبر گرامی اسلام (ص) با حمایت های دلسوزانه و ایجاد محبت و مشارکت دادن اعراب در حل مسائل و مشکلات خودشان توانست نقش یک یاور خوب را ایفا کرده و بدینوسیله در قلب افراد نفوذ کرده و آنها را به سوی سعادت و خوشبختی رهنمون نماید .  به اعتقاد ماهاتما گاندی قدرتی که متکی به عشق و محبت باشد هزار برابر موثرتر و پایدارتر ازقدرتی است که بوسیله ی زور و مجازات حاصل می شود . بنابراین وی با عشق و محبت جامعه ی توحیدی را به اشتراک گذاشت و راههای رسیدن به آن را برایشان تبیین کرد .و چه زیبا علی (ع)دراین رابطه می گوید «خداوند پیش از آنکه بی‌سوادان را به آموختن تکلیف کند، دانایان را به آموزش متعهد ساخت».

اسلام لزوم آموزش را در رهبری و هدایت انسانها چنین برمی شمرد:

اول اینکه اسلام معتقد است که انسان  دارای فطرت الهی است «و نفخت فیه من روحی » از قرآن برمی‏آید كه در آدمی، جز بدن، چیزی بسیار شریف نیز وجود دارد كه همان روح است و شرافتی بس عظیم دارد كه بُعد روحانی و معنوی انسان را می‏رساند. ولی با تمام شرافتش، مخلوق خدا است نه جزئی از خدا و به همین خاطر است که او می تواند خلیفة الله باشد . آموزش انسان از این لحاظ تقدس پیدا می کند که جنبه ی پرورش روح و تعالی انسان سمت و سویی خدایی دارد .

دوم اسلام معتقد است که انسان دارای استعدادهای طبیعی و عواطف و تمایلات متنوعی است و آدمی با شناخت آنها می تواند در تقویت خویش برای رسیدن به کمال حقیقی گام بردارد . دستورات اسلام تماما در جهت تقویت فضایل انسانی و دفع رذایل است . اسلام برخلاف برخی از عقاید که با تضعیف جسم معتقد به پرورش و ارتقای روح می باشند و ریاضت های سخت و طاقت فرسا را برنامه ی دینی خود قرار می دهند ،معتقد است که پرورش جسم و روح تواما باید انجام گیرد تا این دو بنا بر گفته ی آیت الله مرتضی مطهری همچون دو بال انسان را به پرواز در می آورد .

سوم اینکه انسان موجودی آزاد آفریده شده است پس او حق انتخاب دارد و قدرت اختیار او با شناختی که در آموزش وی

 حاصل می شود ارتباط تنگاتنگی دارد . توجه به آزادی در اسلام را از همان برنامه های عملیاتی مدیریت صدر اسلام می


 توان دید ،به گفته مورخین اروپایی "، اسلام «از همان ابتدا اختلافات طبقاتی و مزیت‌های طبقه اشرافی را رد کرد

 و روشی را برگزید که در آن ورود به شغل‌های مختلف برای افراد مستعد باز بود.»  

به گفته اسپوزیتو «اصرار محمد[ص] بر اینکه هر شخص مسئولیتش نه در مقابل قوانین سنتی قبیله‌ای بلکه در مقابل قوانین الهی باید باشد، جامعه عرب آن زمان را از پایه به لرزش در آورد. محمد[ص] برنامه مذهبی-اجتماعی فراگیری را به اجرا گذاشت که عقاید و آداب و رسومی مانند قراردادهای تجاری و روابط زن و مرد و خانواده را تحت تأثیر قرار می‌داد.» به عقیده اسپوزیتو(John Esposito )روش اتخاذ شده توسط قرآن عموماً وضع کردن قوانین و فراهم کردن توصیه‌های اخلاقی بود که آداب و رسوم جاری را یا محدود می‌کرد و یا مجدد مفهومشان را تعریف می‌کرد، به جای اینکه آنها را در کل ممنوع کرده یا چیزی جایگزین آنها کند. او به عنوان مثال از برده داری و وضعیت زنان یاد می‌کند

و چهارم اینکه اسلام معتقد است که انسان موجودی اجتماعی است و به تعبیر دقیق‌تر «مدنی بالطبع» و نیازمند دانستن اینکه چگونه باهم زیستن را تجربه کند .

اسلام با وضع قوانین مدنی ،شناخت حقوق شهروندی توانست نوع نگرش افراد را از حالت خصمانه به حالتی برادرانه تغییر دهد . در نگرش اسلامى، همه مردم دو گروه بیشتر نیستند: یا در اندیشه و عقیده و دین با هم برادرند و یا در آفرینش با هم برابر. این نگرش مترقى و آزادمنشانه، این درس را مى‏دهد كه باید همه انسان‏ها را دوست داشت و اصل بشردوستى و انسان‏خواهى و مردم‏نوازى و مهر به انسان‏ها از اساسى‏ترین شعارها و دستورات اسلام است؛ همان گونه كه اصل پرجاذبه و جامعه‏پرداز برادرى عقیدتى و اسلامى.
اسلام در جامعه و روزگارى ظهور كرد كه انسان‏ها خویشتن را در زندان‏هاى گوناگونى اسیر كرده بودند و سعادت و سلامت و امنیت و آزادى و نیك‏بختى و دوستى و مهر و عشق را به مسلخ بداندیشى‏ها، كوته‏نظرى‏ها، خودخواهى‏ها، جمودها، قشرى‏گرى‏ها، و منافع حقیر خانوادگى و نژادى و قبیله‏گى كشانده و زندگى را به دوزخ كشتارها و قتل‏عام‏ها و دشمنى‏ها و سیه‏روزى‏ها و اسارت‏ها آلوده بودند.اسلام با اصل اخوت و برادری توانست صفا و صمیمیت را در دل افراد بوجود آورد .
در پرتو این اصل دایره مهر و مهرورزى و دوستى را، از دایره تنگ خوددوستى و روابط خانوادگى و نژادى و قبیله‏گى به دائره گسترده امت گسترش بخشید . اسلام با عنوان اینکه «انَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ » راز با هم زیستن را آموزش داد .قرآن می گوید : جز این نیست كه همه مؤمنان با هم برادرند، پس (در تمام اختلافات) میان دو فرد یا دو گروه برادرانتان اصلاح نمایید، و از خدا پروا كنید شاید مورد ترحم قرار گیرید. از پیامبر (ص)نقل شده است که : انسان مسلمان برادر مسلمان است؛ نه به او ستم روا مى‏دارد و نه او را در فراز و نشیب‏هاى زندگى رها مى‏سازد. هركس در اندیشه برآوردن نیاز برادر مسلمان خویش باشد، خداوند نیاز او را برمى‏آورد و هركس اندوه و رنجى را از دل مسلمانى بزداید، خداى مهربان به پاداش آن در روز رستاخیز اندوهى از اندوه‏هاى گران آن روز را از دل و چهره او مى‏زداید، و هركس عیب مسلمانى را بپوشاند، خدا در روز رستاخیز عیب او را مى‏پوشاند.  این روایت را «بخارى» و «مسلم» در كتاب‏هاى خود آورده‏اند.و اینچنین بود که  پیامبر با تعالیم خود توانست از اعرابی که دختران  خود را زنده به گور می کردند ،افرادی بسازد که ایثار و فداکاری برای خانواده  و برادران دینی اش راوطیفه ای شرعی و دینی برمی شمرد .

 گرفته شده از کتاب «گام به گام با مدیر آسمانی »





نوع مطلب : مدیریت  مذهبی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Where are the femur tibia and fibula?
سه شنبه 28 شهریور 1396 06:19 ق.ظ
wonderful submit, very informative. I ponder why the other specialists of this
sector do not understand this. You must continue your writing.
I am sure, you have a great readers' base already!
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 09:15 ب.ظ
Can you tell us more about this? I'd like to find out some additional information.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


تحلیل آمار سایت و وبلاگ