تبلیغات
اتاق فکر think tank - درباره ی نام ایران
انرژی شگفت آور خرد جمعی

درباره ی نام ایران

تاریخ:دوشنبه 3 فروردین 1394-09:51 ق.ظ

یافته های باستانی ثابت می کند که قبل از اعلام امپراتوری جهانگیر و فدرال پارس در سال ۵۳۸ میلادی توسط کورش ، در شرق ایران ( زابلستان و باکتریا) و هم درغرب (ایلام) پادشاهی های مقتدری وجود داشته اند طبق تاریخ شفاهی و داستانهای باستان نامه فردوسی در شرق و مرکز ایران شاهنشهی ایران وجود داشته است که با تورانیان( سرزمینی در غرب سین کیانگ، شرق ازبکستان تا جنوب قرقیزستان امروزی) در نبرد های طولانی با ظهور کورش تمام این مناطق ( ایران، ماد ،ایلام و خوزیه تحت حکومت فدرال پارس و یا پرسیا قرار گرفت.

واز  این دوره یونانیان و رومی‌ها برای کشور ایران که مملکت فدرالی متشکل از ۳۵ پادشاهی بود  امپراتوری  پارسیا و یا پرشیا بکار برده می شد . بنابر نوشته فیثاغورس ،” ایرانیان باستان به اسب عشق و علاقه فراوانى داشتند و بسیارى از پادشاهان پیروزى خود را مدیون اسبهاى تربیت ‏یافته‏اى مى‏دانستند که آنها را اسب پارس، پرس و یا فارس مى‏نامیدند”.

 اعراب که به اسب خیل، خیول، حصن و حصان  مى‏گفتند، پس از پیروزى بر ایرانیان و به غنیمت گرفتن هزاران اسب پارسى، به اسب، فرس و به چابک سوار، فارس و فرسان مى‏گفتند و هنوز این نامها کاربرد دارد و بجای شوالیه نیز فارس بکار می برند.

وقتى دریانوردان یونانى در هزاره اول قبل از میلاد وارد سواحل خلیج فارس شدند، اهمیت و اقتدار  کشتى‏ رانی و دریانوردانى ایرانیان و پارسها موجب شد  که نام پارس را بر همه فلات ایران اطلاق کردند و بویژه از دوره کوروش (سیراس) و داریوش (دارا) که از قبیله هخامنش یکى از قبایل پارسى بودند، به‏دلیل وجود پارس‏گرد (یعنى شهر پارس یا پایتخت پارس، که یونانى‏ها نیز آن را پرسه‏پلیس مى‏خواندند) نام دیهه یا روستاک پارس که نام بخش جنوبى ایران بود بر همه ایران اطلاق شد و بعدها عرب‏ها نیز به تقلید از یونانیان، فارس (عربى‏شده پارس) را جایگزین کلمه عجم کردند.

براى مدت مدیدى ایران جزئى از سرزمین دارالاسلام بود و هنگامى‏که از تمدن پادشاهان قبل از اسلام یاد مى‏شد، از آنها به‏عنوان ملوک عجم و یا خسرو (کسرى‏)، بلاد فارس و یا بلاد عجم، بلاد کسرى‏ و مملکت فرس یاد مى‏کردند و نام «ایران» براى چند قرن در تاریخ‏هاى رسمى کم رنگ شد.

در زمان صفاریان و سامانیان که اشعارى در مدح و عظمت قهرمانان ایران توسط افرادى چون رودکى سروده شد و با اشعار حماسى فردوسى که در آن نام «ایران» ۷۰۰ بار به ‏کار برده شده است، این نام در اذهان مردم زنده شد. در سال ۱۲۵۸ میلادى مغولان خلافت اسلامى را سرنگون کردند و بشدت تحت تأثیر ادبیات قهرمانى ایران واقع شدند و وزراى ایرانى آنها القاب پادشاه ایران، شاهنشاه و خسرو ایران، وارث ملک کیان، وارث جم، جم جاه و را به ایلخانان مغول و بعد به قاجارها دادند و این القاب در همه‏ جا شهرت پیدا کرد و در این دوره فرهنگ کهن ایرانى به سبک نوینى احیاء شد و از این زمان کلمه «ایران» به ‏طور پیوسته در ادبیات ایران وجود داشته است. اما اروپاییان در تمام دوره ‏هاى تاریخ از نام کهن دیگر (پرسیا) استفاده مى ‏کردند.

تنها در سال ۱۷۴۰ در یک نقشه آلمانى، نام ایران نیز به چشم مى ‏خورد. اعراب قبل و بعد از اسلام، کلمه «الاجم» (ایرانى) را استفاده مى ‏کردند. اعراب این کلمه را از جم گرفتند و واژه‏هاى زیادى از آن ساختند؛ از جمله، عجمه، اعجم (گنگ) و اعجمى (بیگانه) و معجم را از آن ساختند و معنى اصلى آن را دگرگون کردند.

از قرن دوم هجرى به بعد عرب‏ها نیز به تقلید از یونانیان، واژه  فارس (عربى‏ شده پارس) را جایگزین کلمه عجم کردند. بنابراین کلمه پارس )Persia( دو معنی و کاربرد  مختلف دارد. در معنى محدود، فارس یعنى کسانى‏ که به زبان پارسى صحبت مى ‏کنند (قوم پارس). در مفهوم موسع  کاربرد جزء بر کل که بیشتر در کتابهاى تاریخىِ مورد نظر نویسندگان و محققان اروپایى در رشته ‏هاى تاریخ و جغرافیاست فارس یعنى همه کسانى ‏که در فلات ایران زندگى مى ‏کرده‏اند، و بویژه اقوام آریایى.

در این معنى، فارس شامل همه اقوام و همه سرزمین و فلات ایران، پاکستان، افغانستان و نواحى آسیاى میانه و قفقاز نیز مى‏ شود. اروپاییان کلمه «پرشیا» را براى تمام مردمان و سرزمین این  مناطق به‏کار مى ‏بردند و عرب‏ها براى این اقوام از کلمه عجم (برگرفته و معرب از کلمه جم) استفاده مى ‏کردند، که هر دو مترادف «ایران» محسوب مى ‏شود. آنها فارس‏ها را به دلیل اهمیتشان «قریش العجم» مى‏ خواندند؛ همچنان‏که قریش را برترین قبیله عرب مى ‏شمردند.

اروپایى ‏ها کلمه «پرشیا» را در مقابل «عربیا» به‏ کار مى‏ بردند و منظور آنها همه اقوام ایرانى بود؛ ولى وقتى عرب‏ها بتدریج به ‏جاى کلمه عجم از کلمه فارس (پرشیا) استفاده کردند، منظور آنها از فارس، بیشتر، فارس زبانان بود و گاهى اوقات نیز کلمه فا رس را فقط به استان فارس اطلاق مى ‏کردند و گاهى نیز کلمه فارس را به معنى مجوس و یا زرتشتى به ‏کار مى ‏بردند. کلمه «پارس» بعد از اسلام در ایران نیز جاى خود را به کلمه عربى «فارس» داد و مفهوم اصلى خود را از دست داد. کاربرد محدود و نادرست این عبارت باعث شد که دولت ایران در سال ۱۳۱۳ خورشیدى رسماً از همه کشورهاى خارجى بخواهد که به ‏جاى کلمه دولت فارس (پرشیا) و یا شاه پرشیا، از عبارت قدیمى ‏تر “ایران” و «شاهنشاه ایران» استفاده کنند. از این زمان به بعد نام پرشیا که در ادبیات اروپایى واژه‏اى بسیار غنى و متضمن ارزشهاى تاریخى و هنرى زیادى بود، رنگ باخت و کلمه پرشیا به تاریخ پیوست؛ در حالى‏ که اصالت نام تاریخى پرشیا و پرس  کمتر از نام ایران نبود


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
نسترن
سه شنبه 4 فروردین 1394 03:25 ب.ظ
سلام وبلاگتون خیلی عالی و پرمحتواست لطفا به سایت ما هم سر بزنید.
www.masbisell.linkn.ir
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


تحلیل آمار سایت و وبلاگ