تبلیغات
اتاق فکر think tank - جاده جنگ
انرژی شگفت آور خرد جمعی

جاده جنگ

تاریخ:شنبه 7 شهریور 1394-10:23 ب.ظ

ساعتی پس از حمله هواپیماها  به مشهد ،مردم همچنان هیجان زده ،ترسان و بلاتکلیف بودند . شایعات و شایعه سازان نیز بر جو اضطراب آلود دامن می زد . هنوز هیچ اظهار نظر و عکس العملی رسمی از طرف مقامات مسئول اعلام نشده بود ،و این به ترس و وحشت مردم دامن می زد . به نظر می رسید مسئولان شهر نیز مانند مردم ،ترسان و بلاتکلیف اند یا این که شهر را به حال خود رها کرده اند  تا طعمه ی روسها شود !
میان مردم ،این شایعه قوت گرفته بود که ارتش دستور مصادره ی وسایل نقلیهع عمومی را صادر کرده است . خیلی زود صحت این خبر تایید شد . ارتش برای اعزام نیرو به این خودروها نیاز ضروری داشت و مقرر شده بود از اتوبوس ها ،کامیون ها ،و سواری های مردم برای نقل و انتقال واحدهای اعزامی ارتش استفاده شود .
این خبر از سویی موجب اطمینان خاطر مردم شد که مسئولان و فرماندهان ارتش در صدد مقابله با دشمن و سد راه های نفوذ به شهر هستند و از سویی موجب ازدیاد نگرانی گردید ،زیرا وقوع جنگ را به رخ می کشید ،نشان می داد که نیروهای نظامی دشمن در راه اند . علاوه بر این ،صاحبان خودروها را نیز به وحشت می انداخت . زیرا وقوع جنگ از یک طرف و مصادره ی خود روها و اعزام آن ها به میدان جنگ ،به معنای از دست دادن خودرو بود ،خود غم بزرگی به شمار می آمد.
صاحبان وسایط نقلیه ،با سرعتی شگفت انگیز ،به خارج کردن خودروهای خود از شهر پرداختند ،مردم شهر تا آن زمان آن همه خودرو را در حال عبور از خیابان ها ندیده بودند !با این وجود ،ارتش موفق شد به تعداد مورد نیاز خود انواع مختلف اتومبیل را از اتوبوس و کامیون گرفته تا سواری - که مختص ثروتمندان بود - در اختیار بگیرد .
نیروهای اعزامی ،سوار بر خودروهای مصادره شده ،شهر را به مقصد مزدوران ترک کردند . ....
ساعت نه صبح ناگهان مشهد لرزید و جنگنده های روسی در آسمان شهر ظاهر شدند . غرش نامانوس سی و پنج فروند هواپیمای جنگی ،که شهر را خالی از سلاح ضدهوایی یافته بودند و در ارتفاع پایین و جهات دل خواه ویراژ می رفتند ،چنان رعب انگیز بود که حدی برای آن متصور نبود . صحنه ای که مقارن طلوع آفتاب مشاهده شده بود ،تنها پیش درآمدی برای نمایش سهمگین جنگنده های روسی در ساعت نه ضبح بود . ....
تصورات پیشین درباره ی قدرت ارتش و ابهت اعلی حضرت و افسانه ی شکست ناپذیری شاه کبیر ایران ،یک باره همچون سرابی رنگ باخت و مردم به وضوح این واقعیت را ذلمس کردند که کشورشان در این دنیای مدرن ،بیشتر به یک قبیله ی بدوی شبیه است تا کشوری واقعی با تجهیزات دفاعی ضروری و توانا  برای دفاع از خود . واقعیتی تلخ که به عینه آن را در اشباح تیره مهاجمان پرنده منعکس می دیدند .
رمان جاده ی جنگ - منصور انوری


نوع مطلب : آموزشی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
بانک وبلاگ های ایرانی
دوشنبه 9 شهریور 1394 01:13 ب.ظ
با ثبت وبلاگ خود در بزرگترین بانک وبلاگ های ایرانی بازدید خود را چندین برابر کنید..
بلاگ
شنبه 7 شهریور 1394 11:31 ب.ظ
وبلاگ زیبای داری
موفق باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


تحلیل آمار سایت و وبلاگ